افلاکیان
 
علی پور دهاقانی: 10 تیر 1394 ساعت 08:52

کتاب یادنامه شهدای امدادگر شهرستان دهاقان نگاشته شد


کتاب یادنامه شهدای امدادگر شهرستان دهاقان؛ تحت عنوان «پرواز پرستوها» نگاشته شد.
کتاب یادنامه شهدای امدادگر شهرستان دهاقان نگاشته شد

فاطمه علی پور دهاقانی نویسنده کتاب "پرواز پرستوها"  در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع پرس، اظهار داشت:  کتاب یادنامه شهدای امدادگر شهرستان دهاقان با همکاری جمعیت هلال احمر شهرستان نگاشته شد.

وی با اشاره به اینکه شهرستان دهاقان دارای 420 شهید می باشد، افزود: بنا بر تحقیقات صورت گرفته، تعداد شهدای امدادگر شهرستان دهاقان، ده نفر می باشد که در این کتاب به بیان زندگی نامه، خاطرات و وصیت نامه شهدا پرداخته شده است.
 
 دهاقانی تصریح کرد: این ده شهید عبارتند از حبیب الله زمانی، محمود مومن پور، محمدرضا رحیم زاده، محمدحسین جعفری دهاقانی، رضا قلی داتلی بیگی، احمد نادری، حاج ابراهیم غلامعلیان، مهدی متحملیان، علی محمد تقی پور، محمد مهدی حمیدی دهاقانی.
 
نویسنده کتاب "پرواز پرستوها" بیان داشت: از این تعداد شهیدان؛ حبیب الله زمانی و محمود مومن پور دانشجویان رشته پزشکی و شهید محمدرضا رحیم زاده دانشجوی رشته پرستاری می باشد.
 
وی گفت: این کتاب تحت عنوان «پرواز پرستوها» نام گذاری و با 120 صفحه در تیتراژ هزار از سوی نشر دارخوین چاپ شده است و در شهریور ماه سال 1394 همزمان با نمایشگاه دفاع مقدس در اصفهان رونمایی خواهد شد.
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا

اتّصال به آقاجان، عصمت­ آور است!


توسّل، خیلی مهم است. به آقا خیلی توسّل کنید. با آقاجان، هر شب، حرف بزنید. هر ساعت دعای سلامتی را بخوانید و چون دیگر آخرالزّمان است، این را ترویج کنید.


دعای سلامتی را حداقل، هر ساعت، یکبار بخوانید؛ چون خودمان هم از خدا می­خواهیم که «اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن المهدی صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه السّاعة و فی کل ساعة»، پس من و تو هم باید هر ساعت برای سلامتی‌شان دعا کنیم.


همان‌طور که بیان کردم اوایلش ساعت و تلفن همراه خود را زنگ بگذار، هفت صبح، هشت صبح و ... که بدانی باید دعای سلامتی بخوانی. حتّی شب­ها هم که می­خواهی بخوابی، برای آن ساعاتی که خواب هستی هم بخوان. وقتی هم در بین روز، یک موقعی خدای نکرده یادت رفته، دیدی ساعت چهار بعدازظهر است و ساعت سه نخواندی، قضایش را به جا بیاور.


اگر این اتّصال به آقاجان در وجودت قرار بگیرد، خیلی پیشرفت خواهی کرد. این کد است که اتّصال به آقاجان، عصمت­آور است. کسانی که می­خواهند عصمت را هدف بگیرند، باید این مطلب را به ذهن بسپارند. پس به آقا متّصل شو، مثلاً به همین سلام دادن.


بیان کردم: شب­ها قبل از خواب هم، وقتی به تعبیر عامیانه دیگر مسواکت را هم زدی و می­خواهی بخوابی، با مولای خوبی­ها خلوت کن. با آن آقایی که تنها و غریب است، آن آقایی که خیلی دوست دارد محبّینش با او حرف بزنند، آن آقایی که انتظار می‌کشد آن لحظه خلوت بیاید و با او حرف بزنیم. به قدری خودش نسبت به این مطلب علقه دارد که خود حضرتش به بزرگان و دیگران فرموده است: سخن با من را ترویج کنید.


بارها و بارها عرض کرده­ام: جوان­های عزیز! به خدا قسم آقا جان شما را خیلی دوست دارد. اتّفاقاً دیروز بود در این تماس­های تلفنی که داریم، جوانی گفت: این حالتی که می‌گویید، برای من پیش آمده است. خدا گواه است عزیز دلم! اگر هر شب، هر شب، تأکیداً عرض می­کنم هر شب، قبل از خواب، دقایقی، با آقاجان حرف زدی و این مثل حلقه­های زنجیر به هم پیوسته بود و منقطع نشد، به یک سال نمی­رسد، خودت حالاتی را متوجّه می­شوی و وضعت عوض می­شود. در دنیا و با اهل دنیایی، امّا یک جای دیگری هستی و یک وضع دیگری پیدا می­کنی، حالت عوض می­شود. عنایت آقاجان برای تو می­آید، آن آقای خوبی­ها، آن آقایی که انبیاء منتظرش هستند ...


آن آقایی که عیسی‌بن‌مریم، آن روح­الله، آن مسیح، آن کسی که پدری ندارد، چون مادر گرامیشان، مریم قدیسه، همتا و کفوی ندارد، آن مرد الهی و عظیم­الشّأن، آن نبیّ مکرّم(علي نبيّنا و آله و عليه الصّلوة و السّلام) که خودش می­گوید: سلام خدا بر من آن روز که متولّد شدم و آن روز که مبعوث شدم و آن روز که می­میرم، آن مرد الهی، افتخار خادمی امام زمان را دارد. حال، فخر ما به این است که در این زمان هستیم، در دوران امامت چنین آقایی. به ظاهر آقا از من و تو غائب است، امّا امامت آقا که هست.


خدا گواه است این اتصّال نمی­دانید چه می­کند، چه غوغایی در وجودتان می­کند که حالتان را عوض می­کند و چه حالاتی برای شما به وجود می­آورد. با آقا حرف بزن، آقا منتظر است، برق را خاموش کن و سلامی بده و دعای سلامتی یا دعای الهی عظم البلاء را بخوان، بعد بگو: آقاجان! سلام علیکم، آقا جواب سلام، واجب است، آقاجان گرفتارم (خودم و امثال خودم را می­گویم که این طور با آقاجان صحبت کنیم)، وضعم بد است، گناه مرا احاطه کرده، جلوات و ظواهر دنیا بدبختم کرده، بیچاره‌ام کرده، قربانت بروم! دستم را بگیر، یابن الحسن! آقاجان! دستم را بگیر، آقا! یک کاری کن منم آدم بشوم، منم خوب بشوم، منم درست بشوم.


آقاجان! شما خیلی دوست داری محبّینت، آن‌ها که ادعای حبّت را دارند، گناه نکنند. آقاجان! شنیده‌ام موقعی که پرونده مرا می­خوانی، گریه می­کنی. آقاجان! یک کاری کن که دیگر من باعث آزار و اذیّت شما نشوم.


یک بار دیگر هم بیان کردم که وقتی پرونده­های محبّین را به دست آقاجان می­دهند (چون ایشان، خلیفه الله است و تمام پرونده‌ها به دست آن یدالله، آن عین الله ناظره می‌رسد)، گاهی آقاجان به این سمت می­گیرد که حتّی ملائکه هم نبینند، ولی گاهی اشکشان جاری می­شود ...

آیت الله قرهی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا

کلید ورود به قلب آقاجان!

آقاجان! به جان مادرت حضرت نرجس خاتون(س) به ما رحم کن. عرض کردم به مادرش حضرت نرجس خاتون خیلی توسّل کنید. کلید ورود به قلب آقاجان، نرجس خاتون(س) است، برای ایشان خیلی فاتحه بخوانید. می­‌بینید من اوّل منبر و خاتمه، فاتحه می­‌خوانم، این رمز است، چون ایشان به مادرشان خیلی علاقه دارند. بگو: به جان مادرت، یک عنایتی کن، به نرجس خاتون، به آن مادری که دوستش داری، من خاک پای مادرت هستم، یک عنایتی کن، من غلام غلامان مادرت هستم، من که نمی­‌توانم غلام مادرت باشم، غلام غلامان مادرت هستم، خانم‌ها بگویند: ما کنیز کنیزان مادرت هستیم.

قربانت بروم! آقاجان! امام زمان! عنایتی کن، دست ما را بگیر و کمکمان کن ما آدم بشویم. قربانت بروم! بزرگانی که محضر تو بودند، یک نگاه می­کردند، عدّه‌ای را عوض می‌کردند. شما که عین الله ناظره هستی، به جان مادرت قسم، یک نگاه کن، حالم عوض شود و وضعم درست بشود.

آیت الله قرهی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا

امام علی(ع):

در روزهای فناپذیر برای روزگار جاودان توشه برگیرید.

با عنایت خداوند متعال، اطلاع رسانی طرح«ره توشه آخرت» در مسجد چهارده معصوم(ع) در میان نمازگزاران آغاز شد.

این طرح روز 25 شوال مصادف با شهادت امام صادق(ع) عملیاتی می شود انشاءالله.

خیریه جوادالائمه(ع)قمیشلو


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا
معادله: قرآن 600 صفحه است (به علاوه 4 صفحه از سوره های كوچك) اگر عدد 600 را بر 30 روز تقسیم كنیم، سهم هر روز 20 صفحه می شود. حال اگر عدد بیست را بر نمازهای پنج گانه تقسیم كنیم برای هر وعده نماز تنها 4 صفحه اختصاص پیدا می كند و با این معادله ساده اگر تنها بعد از هر نماز 4 صفحه از این كتاب الهی را تلاوت كنیم می توانیم در هر ماه یك ختم كامل قرآن مجید داشته باشیم.و چه زیبا می شود آن سالی که هر ماهش قرآنی ختم می شود ...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا

وفات بانويي كه شش هزار ختم قرآن كرد!

 اول ماه مبارك رمضان، مصادف با رحلت حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها ، عمه حضرت عبدالعظيم حسنى است. ايشان سى مرتبه به حج مشرف شد كه بيشتر آن پياده بود.

حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها به زهد و عبادت و صيام روز‌ها و قيام شب‌ها مشهور روزگار خود بود. او صاحب مال زياد بود، لذا به درماندگان، مريضان و عموم مردم احسان مى‌كرد.

سى مرتبه به حج مشرف شد كه بيشتر آن پياده بود. در مسجدالحرام در حالى كه پرده‌هاى خانه خدا (كعبه) را مى‌گرفت، اشك مى‌ريخت و ناله و فرياد مى‌كرد، و اين جملات را مى‌گفت: الهى و سيّدى و مولاى متّعنى و فرّحنى برضاك عنّى...

حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها دختر جناب حسن بن زيد بن امام حسن مجتبى عليه‌السلام و عمه حضرت عبدالعظيم حسنى عليه‌السلام، در سنه ۱۴۵ ه. ق. در مكه معظمه متولد شد و در مدينه منوره با زهد و عبادت به سر برد.

ايشان با اسحاق الموتمن، پسر حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام ازدواج كرد و از آن صلب پاك، يك پسر و يك دختر به نام‌هاى قاسم و ‌ام‌كلثوم به دنيا آورد. (شيخ عباس قمي، منتهي الامال، ج۲، ص ۲۹۹؛ عالمه مجلسي، سفينه البحار، ج۲، ص۶۰۴)

گفته شده است كه ايشان با شوهر و فرزندان خود از مدينه به مصر رفته و هفت سال در آنجا به سر برد و در ماه رمضان سنه ۲۰۸ ه. ق، در سن ۶۳ سالگى به سراى قرب الهى شتافت.
با اعلام اين خبر از بلاد و نواحى اطراف، مردان و زنان براى تشييع جنازه آن بانوي پرهيزگار به مصر ‌آمدند و دسته دسته بر وى نماز ‌گذاشتند.

مرحوم حاج شيخ عباس قمى قدس‌سره در (منتهى‌الآمال، ج۲، ص۳۰۰) به نقل از (تاريخ طبرى، ج۵، ص۱۷۴) مى‌نويسد: هنگامى كه نفيسه خاتون رحلت نمود، اسحاق بن جعفر الصادق عليه‌السلام خواست بدن همسرش را از مصر به مدينه آورد و در بقيع به خاك سپارد. مردم نزد امير شهر رفتند تا وى اسحاق را از اين امر باز دارد، اما اسحاق نپذيرفت.
مصريان اموال بسيارى براى او جمع كردند تا از آن انديشه برگردد، اسحاق هم‌چنان قبول ننمود. مردم مصر شب را با اندوه و سختى به روز آوردند و چون بامداد رسيد، خدمت اسحاق جمع شدند و حال او را دگرگون ديدند.

سبب را از او سؤال كردند، گفت: ديشب رسول خدا صلى‌الله علیه و آله وسلم را در خواب ديدم كه به من فرمودند: «اموال ايشان را رد كن و سيّده نفيسه را نزد ايشان دفن نما، «لانّ الرّحمة تنزل عليهم ببركات‌ها؛ رحمت خدا به بركت وجود خانم بر اهل مصر نازل مى‌شود».

سرانجام سيّده را در مزار «درب السباع» دفن كردند و اسحاق المؤتمن با دو فرزند خود عازم مدينه شد.

شكى نيست كه حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها دختر حسن بن زيد بن امام حسن عليه‌السلام و عمه حضرت عبدالعظيم حسنى عليه‌السلام است؛ اما عده‌اى از علماى انساب و مورخان، او را دختر زيد بن حسن عليه‌السلام دانسته‌اند كه على التحقيق اشتباه مى‌باشد.

ارادت مصريان به حضرت نفسيه خاتون

مصريان اعتقادى كامل به او دارند و معروف است كه دعا در نزد قبر او مستجاب مى‌شود.

شيخ ذبيح‌الله محلاتى هم در كتاب «رياحين الشريعه» مى‌نويسد: سيّده نفيسه بنت حسن بن زيد بن الحسن بن على بن ابى طالب عليه‌السلام كه در خاك مصر مدفون است، مزارش زيارتگاه خاص و عام مى‌باشد و به طاهره و كريمة‌الدارين مشهور است.

نوشته‌اند كه حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها به دست خود قبرش را حفر كرد و همه روزه در ميان آن مى‌رفت و نماز مى‌گزارد و قرائت قرآن مى‌نمود، طورى كه شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند.

حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها نزد عرب‌ها «سيّده» و «ست نفيسه» كه به معناى «خانم» است، خوانده مى‌شود. همان‌طور كه گفته شد، تولد ايشان را به سال ۱۴۵هجرى قمرى، همزمان با سال شهادت محمد و ابراهيم، پسران عبداللّه محض فرزند حسن مثنى نوشته‌اند و در حالات آن مخدّره چنين گفته‌اند: بسيار زاهد و متقى بود و در حال احتضار روزه‌ دار بود و جمعى از او خواستند كه روزه‌ اش را افطار كند، در جواب گفت: سبحان‌ الله، سى سال است كه از خدا مسألت دارم صائم از دنيا بروم، چگونه از آرزوى سى ساله‌ام دست بكشم؟

ماجراي حفر قبر

نوشته‌اند كه حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها به دست خود قبرش را حفر كرد و همه روزه در ميان آن مى‌رفت و نماز مى‌گزارد و قرائت قرآن مى‌نمود، طورى كه شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند.
در وقت احتضار، كه بعد از هفت سال اقامت در مصر بود، بيمار شد و به بستر مرگ افتاد، روزه‌ دار بود و قرآن قرائت مى‌كرد و در هنگام قرائت سوره مباركه انعام چون به اين آيه شريفه رسيد «لهمّ دارالسلام عند ربّهم» (انعام، آيه ۶)؛ دار دنيا را وداع گفت.

بارقه غيبى

سيده نفيسه سلام‌ الله علیها ، بر اثر پرهيزگارى و اطاعت از پروردگار به ارتقاى روحى و تكامل معنوى دست يافت. ارمغان اين توفيق، نورى بود كه بر خانه دلش تابيد و آن را روشن و تابناك ساخت و اين ويژگى موجب شكوفايى استعدادهاى عالى وى گشت و بعد متعالى وجودش را فضيلت بخشيد و بر علم و معرفتش افزود و به قول حضرت على عليه‌السلام كه مى‌فرمايند: العلم محيى النفس (دانش روح را زنده مى‌كند).

يادآور مى‌شود كه سيده نفيسه در هيچ مكتب و مجلسى به تحصيل علم اقدام نكرد، بلكه به دليل تزكيه و تهذيب نفس، قلبش از هر جهت صيقلى شد و صلاحيت لازم را به‌ دست آورد و از علم الهامى بهره‌مند گشت ؛ دانشى كه به جهت وجود استحقاق و اقتضاى حكمت و مشيت بالغه الهى بر دل شايسته‌اش تابيد و آن را بارور از علوم، معارف و معانى كرد.

يكى از كسانى كه موفق گرديد از چشمه معارف سيده نفيسه سلام‌ الله علیها جرعه نوشى كند، محمد بن ادريس شافعى مى‌باشد. وى همواره از سيده نفيسه استفاده‌هاى علمى و معنوى مى‌برد و هنگامى كه براى تدريس به مسجد فسطاط مى‌رفت، در سر راهش در منزل اين بانو توقف مى‌كرد و از او اخذ حديث مى‌نمود.

كرامات نفيسه خاتون (س)

اخبار سيده نفيسه سلام الله علیها و كرامات او در كتاب‌هاى بسيارى شرح داده شده است و كرامات زيادى از آن حضرت نقل كرده‌اند. كتابى در مآثر ايشان موسوم به «مآثر النفيسه» نوشته شده است. در ذيل كراماتى از سيده نفيسه سلام‌ الله علیها از كتاب (رياحين ‌الشريعه، ج ۵‌، ص۹۴) ‌؛ تقديم مى‌نماييم:

شفاي دختر زمين گير مرد يهودي
در جوار منزل حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها، مردى يهودى مى‌زيست كه دخترى زمين‌گير داشت و دخترك نيروى ايستادن نداشت.

روزى مادرش قصد گرمابه نمود و خواست دخترش را همراه خود ببرد، ولى دخترش به جهت ناتوانى پا‌هايش، قادر به حركت نبود، لذا به مادر گفت كه توان اين كار را ندارم. مادر گفت: تنها در خانه مى‌مانى تا من برگردم. دختر گفت: نمى‌توانم، زيرا از تنهايى وحشت دارم. دختر به مادر خود پيشنهاد داد كه مرا به خدمت اين سيّده شريفه كه در همسايگى ماست ببر تا از گرمابه مراجعت كنى.

چون مادر دخترك اين سخن را شنيد به خدمت سيّده نفيسه رفت و از آن عليا مخدّره خواست تا دختر را نزد خود بپذيرد؛ نفيسه خانم هم درخواست او را پذيرفت. زن يهوديه دختر خود را به خانه حضرت نفيسه خاتون سلام‌ الله علیها آورد و در اتاقى گذاشت و خود عازم گرمابه شد. چون هنگام نماز رسيده بود، حضرت نفيسه خاتون سلام الله علیها آبى براى وضو آماده ساخت و با آن وضويى ساخت. ترشحاتى از آب وضوى آن حضرت بر اعضاى دختر يهودى پاشيده شد و دخترك به بركت آن عافيت يافت.

هنگامى كه زن يهودى از گرمابه برگشت، دخترش براى استقبال، با پاى خود به سوى مادر دويد. وقتى مادر اين حالت را ديد، سبب را از دخترش پرسيد. دختر اظهار نمود كه از بركت آب وضوى سيّده نفيسه، پاى فلجم شفا يافت. مادر دخترك و ديگر بستگان او پس از ديدن اين كرامت، شهادتين را جارى كردند و اسلام آوردند.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا
آخرین نتایج بررسی محققان درباره روزه؛

۸ تأثیر شگرف روزه داری بر بدن/ از ترمیم بافت ها تا درمان افسردگی

شناسهٔ خبر: 2781573 - پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۴
مطالعات محققان نشان می دهد، روزه تاثیر شگرفی بر جسم و روح انسان دارد و نه تنها به تقویت جسم می پردازد بلکه در درمان بسیاری از بیماری ها نیز مفید است.

به گزارش خبرنگار مهر، با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان تمامی مسلمانان در سراسر دنیا روزه گرفته و در این ماه بیش از پیش به عبادت پروردگار خود می پردازند و روح خود را صیقل می دهند. اما روزه نه تنها بر روح انسان تاثیر دارد بلکه تاثیرات شگرفی نیز بر جسم و سلامت انسان به دنبال دارد.

محققان انگلیسی در تحقیقات اخیر خود دریافتند روزه نه تنها باعث افزایش سوخت و ساز بدن، غلظت هورمون ها، افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن، عملکرد مثبت الکترولیت ها و شاخص های خونی می شود بلکه می تواند از بروز بسیاری از بیماری هایی که در دوران پیری گریبانگیر اشخاص می شود نیز پیشگیری کند.

روزه می تواند بسیاری از بیماری ها مانند آلزایمر، ضعف حافظه، بیماری های چشمی و افسردگی که در نتیجه افزایش سن در روح و جسم اشخاص بروز می کند را کاهش دهد.

* روزه و چربی خون

مطالعات محققان نشان می دهد، روزه گرفتن برای افرادی که مبتلا به چربی خون بالا هستند، بسیار مفید است. روزه به مبارزه علیه چربی های بد خون یعنی LDL پرداخته و برعکس میزان چربی های مفید خون HDL را افزایش می دهد.

بدن در مدت زمان روزه داری از چربی های ذخیره شده، استفاده می کند که این کار کاهش توده های چربی بدن و همینطور کاهش وزن را به دنبال دارد. زیرا یکی از دلایل مهم افزایش وزن و چاقی، تجمع چربی های بد در بدن است. به همین دلیل روزه گرفتن می تواند برای افرادی که به چربی خون مبتلا هستند، مفید باشد.

* تاثیر روزه گرفتن بر دستگاه گوارش

دستگاه گوارش را می توان یکی از پرکارترین دستگاه های بدن نامید زیرا گوارش دائما در حال هضم غذاست تا بتواند مواد مورد نیاز سایر قسمت های بدن را تامین کند. دستگاه گوارش روزه داران در ماه رمضان می تواند استراحت کرده تا بدن از ابتلا به بیماری های گوارشی در امان بماند.

* تاثیر روزه داری بر ترشح هورمون ها و سلول ها

روزه می تواند به تنظیم عملکرد و همینطور کنترل ترشح هورون ها پرداخته زیرا بسیاری از اختلالات هورمونی به دیل رژیم غذایی نامناسب و همینطور وزن زیاد بروز می کند. در صورتی که در ماه رمضان و با دنبال کردن یک رژیم غذایی متعادل می توان تا حد زیادی به تنظیم فعالیت هورمون ها پرداخت.

از دیگر فواید روزه داری می توان به تنظیم متابولیسم بدن اشاره کرد که باعث کاهش قند خون و همینطور کنترل فعالیت کبد می شود.

* تاثیر روزه بر ترمیم بافت ها

روزه داران در این ماه می توانند به ترمیم و رفع التهاب های سلول های بدن خود کمک کنند. انرژی بدن در روزه داری به جای آنکه صرف گوارش یا هضم مواد غذایی شود به ترمیم بافت، سلول ها یا افزایش قدرت سیستم ایمنی می پردازد.

* روزه و سم زدایی

سم زدایی، یکی از مهمترین فواید روزه داری است. سم زدایی با روزه گرفتن به طور طبیعی انجام می شود و سم از روده ها، کبد، کلیه، ریه و ... خارج می شود.

* روزه و کنترل چاقی

یکی از فواید مهم روزه داری را می توان در کنترل وزن و چاقی دانست. بدن در ماه رمضان به کاهش دفعات وعده های غذایی عادت می کند و این عادت غذایی می تواند رژیم غذایی غلط و نادرست گذشته را اصلاح کند تا با سوخت بافت های چربی بتوان به تناسب اندام دست پیدا کرد.

* تاثیر روزه بر دیابت نوع ۲

روزه و دیابت نوع ۲ (دیابت بزرگسالان یا دیابت غیر وابسته به انسولین) در نتیجه عدم توانایی بدن در تولید انسولین کافی یا ناتوانی در استفاده بهینه از انسولین تولیدی رخ می دهد. این نوع دیابت اغلب در بزرگسالان رخ می دهد.

اضافه وزن و افزایش دریافت مواد غذایی پر چرب و پرکربوهیدرات در بیماران مبتلا به دیابت منجر به افزایش قند خون و همینطور افزایش وزن می شود. اما بیماران دیابتی با کاهش دریافت کالری می توانند مانع از ذخیره موادی مانند قند و شکر شوند.

* روزه و افسردگی

روزه نه تنها بر جسم انسان تاثیر دارد بلکه روح انسان را نیز صیقل داده و در درمان بیماری های روحی و افسردگی مفید است زیرا روزه تاثیر ضد افسردگی نیز دارد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا
سلام درست بعد از دوماه از خرابی سرویس بلاگفا خداوند توفیق داد در ماه مبارک رمضان در خدمت باشم.

کاهش کالری دریافتی به میزان ۳۰-۴۰ درصد برای افراد چاق و غیر چاق فواید زیادی دارد.

باشگاه خبرنگاران نوشت: محسن خوش نیت فوق تخصص غدد درون ریز بیان کرد: تغییرات رژیم غذایی و شیوه‌ی زندگی در ماه رمضان اغلب با کاهش دریافت غذا و کاهش وزن همراه است و بطور معمول کاهش وزن حدود دو کیلو گرم و یا کمتر طی این ماه ایجاد می‌شود.

وی افزود: بعلاوه افراد دارای اضافه وزن نسبت به افراد با وزن طبیعی و یا کم وزن بیشتر وزن کم می‌کنند، به عبارت دیگر افرادی که اضافه وزن دارند یا چاق هستند بیشتر تمایل دارند که با رعایت رژیم غذایی مناسب در ماه رمضان وزن خود را کم کنند البته این گفته در مورد همه صدق نمی‌کند حتی ممکن است برخی افراد به دلیل پرخوری در ماه رمضان دچار افزایش وزن نیز شوند.

خوش نیت ادامه داد: کاهش کالری دریافتی به میزان ۳۰-۴۰ درصد برای افراد چاق و غیر چاق فواید زیادی دارد و محدودیت‌های رژیمی و یا گرسنگی متناوب مانند روزه داری منجر به افزایش طول عمر و مهار فرآیندهای مربوط به بیماری‌هایی مانند سرطان دیابت، قلبی و عروقی و بیماری‌های سیستم عصبی می‌شود.

خوش نیت خاطر نشان کرد: درصورتیکه روزه داری ماه رمضان با کاهش متوسطی در کالری دریافتی همراه باشد و این کاهش کالری دریافتی درایام پس از ماه رمضان نیز حفظ شود اثرات مفیدی در کاهش انواع مختلف بیماری‌ها و افزایش طول عمر خواهد داشت.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴ توسط خادم الشهدا

 نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سوءاستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرار معاش می کرد هم ارضای شهوت  .

گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست .

او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد  .
از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت، از این حادثه دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه کارگران را تفتیش کنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا شود  .

کارگران را یکى بعد از دیگرى گشتند تا اینکه نوبت به نصوح رسید…

.

javanenghelabi - hammam

او از ترس رسوایى، حاضر نـشد که وى را تفتیش ‍ کنند، لذا به هر طرفى که مى رفتند تا دستگیرش کنند، او به طرف دیگر فرار مى کرد و این عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقویت مى کرد و لذا مأمورین براى دستگیرى او بیشتر سعى مى کردند. نصوح هم تنها راه نجات را در این دید که خود را در میان خزینه حمام پنهان کند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین که دید مأمورین براى گرفتن او به خزینه آمدند و دیگر کارش از کار گذشته و الان است که رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد و از روى اخلاص توبه کرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم و از خدا خواست که از این غم و رسوایى نجاتش دهد  .

 نصوح از ته دل توبه واقعی نمود ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد و به خانه خود رفت .

 او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.

 چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت. هر مقدار مالى که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و چون زنان شهر از او دست بردار نبودند، دیگر نمى توانست در آن شهر بماند و از طرفى نمى توانست راز خودش را به کسى اظهار کند، ناچار از شهر خارج و در کوهى که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید  .
شبی در خواب دید که کسی به او می گوید: ”ای نصوح؛ تو چگونه توبه کرده اى و حال آنکه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئیده شده است؟ تو باید چنان توبه کنى که گوشتهاى حرام از بدنت بریزد.» همین که از خواب بیدار شد با خودش قرار گذاشت که سنگ هاى سنگین حمل کند تا گوشت هاى حرام تنش را آب کند  .

 نصوح این برنامه را مرتب عمل مى کرد تا در یکى از روزها همانطورى که مشغول به کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟

 عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد تا سرانجام کاروانى که راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر مى داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.

وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.

رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.

 مامورین چون این سخن را به شاه رساندند  شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم. پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد، پس پادشاه در آنجا سکته کرد و نصوح چون خبردار شد که شاه براى ملاقات و دیدار او آمده بود، در مراسم تشییع او شرکت و آنجا ماند تا او را به خاک سپردند و چون پادشاه پسرى نداشت، ارکان دولت مصلحت دیدند که نصوح را به تخت سلطنت بنشانند. چنان کردند و نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه که ذکرش رفت، ازدواج کرد و چون شب زفاف و عروسى رسید، در بارگاهش ‍ نشسته بود که ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را نزد تو یافته ام، مالم را به من برگردان.

 نصوح گفت : درست است و دستور داد تا میش را به او بدهند، گفت چون میش مرا نگهبانى کرده اى هرچه از منافع آن استفاده کرده اى، بر تو حلال ولى باید آنچه مانده با من نصف کنى.

گفت : درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند. آن شخص گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن میش است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند…

 [divider]

  •  یا ایّها الَّذینَ آمَنوا تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوبَةً نَصُوحــاً ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید توبه حقیقى و خالص کنید.
  • قُل یا عِبادِىَ الَّذینَ اسرفُوا على اَنفُسهِم لا تَقْنطوا مِن رَحمَة الله إنّ الله یَغفرُ الذُّنوبَ جَمیعاً إنَّه هو الغَفورُ الرّحیم؛  : بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‌آمرزد و او بسیار بخشنده و مهربان است


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.
به گزارش مشرق، گروهک تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و "داعش" سر «ذوالفقار حسن عزالدین» رزمنده 17 ساله حزب‌الله که در منطقه الغوطه شرقی دمشق به اسارت این گروه تکفیری درآمد از بدن جدا کردند.

شهید عزالدین از اهالی منطقه "صور" لبنان بود که در اولین روزهای درگیری‌های منطقه غوطه توسط مین زخمی شد و به اسارت تکفیری‏ها درآمد.

براساس این گزارش، شهید عزالدین هنگام اسارت بیهوش شده و بعد از به هوش آمدن و سؤال‌های پیاپی تروریست‌ها از وی؛ او را مانند سرور و سالار شهیدان به شهادت رساندند.

سردار سلیمانی از کدام شهید حزب‌الله سخن گفت؟ + عکس(18+)

در ویدیویی کوتاه که پایگاه‌های وابسته به تروریست‌ها تکفیری از زمان به اسارت درآمدن این رزمنده‌ حزب‌الله منتشر کرده‌اند شهید عزالدین به سوالات پیاپی تروریست تکفیری به شرح زیر پاسخ داده است:

تروریست‌ تکفیری: اسمت چیه؟
ذوالفقار حسن: محمد
ــ : اهل کجایی؟
ذوالفقار حسن: از زهیران
ــ : لبنانی؟
ذوالفقار حسن: آره لبنانیم
ــ : جز ارتش حزب‌الله هستی؟
ذوالفقار حسن درحالی که به آنان نگاه می‌کند سخنی نمی‌گوید...
ــ : برای چی آمدی اینجا؟
ذوالفقار حسن با تأخیر می‌گوید: ما در راه خدا اینجا هستیم
ــ : تو برای چی اینجا هستی؟ در راه حزب خدا؟ به خاطر بشار اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: نه به خاطر بشار نیست
ــ : به خاطر چی اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: به خدا به خاطر مقدسات آمده‌ام
ــ : به خاطر زینب(س)؟
ذوالفقار حسن از درد به خود می‌پیچد و دو بار آه بلندی می‌کشد
و در پایان وقتی تروریست‌ تکفیری بار دیگر می‌پرسد: برای چه کسی آمدی؟ ذوالفقار حسن چیزی نمی‌گوید...

سردار سلیمانی از کدام شهید حزب‌الله سخن گفت؟ + عکس(18+)



منبع: ابنا



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
اتفاق عجیبی که هنگام دعا خواندن در مغز انسانها می‌افتد

دانشمندان دانشگاه آرهاوس با استفاده از سیستم اسکن مغزی به مطالعه بر روی مغز انسان در هنگام دعا و صحبت با خداوند پرداخته‌اند.

خبرگزاری فارس: اتفاق عجیبی که هنگام دعا خواندن در مغز انسانها می‌افتد

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از سایت قدس آنلاین، محققان با اسکن مغز بیش از 20 داوطلب در هنگام دعا و صحبت با خداوند اعلام کردند مغز افراد در هنگام دعا به گونه ای که در هنگام صحبت با یک دوست فعال می‌شود، فعالیت می‌کند.

محققان دانشگاه آرهاوس دانمارک به منظور مطالعه بر روی این پدیده از داوطلبان خواستند یک بار به خواندن یک دعای مذهبی و یک بار به خواندن یک متن غیرمذهبی و اجتماعی اقدام کنند. به گفته محققان در هنگام انجام عملیات اول و خواندن دعای خداوند مخصوص مسیحیان، قسمتهایی از مغز که با مرور ذهنی و تکرار در ارتباط است، فعال شد.

طی آزمایش دوم، داوطلبان قبل از خواستن آرزوهای خود از شخصیت خیالی بابا نوئل مشغول به خواندن دعاهای شخصی خود شدند که این عمل باعث فعال سازی قسمت‌هایی از مغز که در هنگام برقراری ارتباط با انسانی دیگر فعال می‌شود، شد. این محدوده از مغز با تئوری ذهن (هشیاری از اینکه دیگران دارای انگیزه و غرض مستقل هستند) در ارتباط نزدیک است.

به نظر می‌رسد هر دو منطقه فعال شده مغز در این آزمایشها، رفتار خواستن و توجه به عکس العمل مخاطب که در این آزمایش خداوند بوده است را پردازش می‌کنند. همچنین قسمتهای فعال شده قسمتی از قشر پیشین مغز به شما می‌روند که با توجه به قصد فرد دیگر در ارتباط است.

قشر پیشین مغز در انسان یکی از عوامل کلیدی تئوری ذهن است. به گفته محققان، این قسمت از مغز داوطلبان در هنگام انجام آزمایش دعاهای شخصی و صحبت با شخصیت بابانوئل غیر فعال بوده است. این پدیده نشان می‌دهد داوطلبان بابا نوئل را شخصیتی کاملا خیالی و خداوند را موجودیتی واقعی می‌دانند.

در عین حال مطالعات گذشته نشان می‌دهد که قشر پیشانی مغز در انسانها در هنگام تعامل با اجسام بی جان نیز فعال نمی‌شود. زیرا مغز از چنین اجسامی انتظار عکس العمل ندارد و به همین دلیل نیازی برای فکر کردن به آن جسم احساس نمی‌کند.

محققان بر اساس نتایج نهایی اعلام کردند افراد در هنگام دعا این تصور را دارند که در حال صحبت با شخصی خاص هستند که این نتیجه از نظر مسیحیان نشانه ای جدید از قطعیت وجود خداوند است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
توصیه های آیت الله قرهی:

۱- برای مادر حضرت حجت مدام فاتحه بفرستید، خود آقا به شما عنایت می‌کنند.

۲- هر شب قبل از خواب، به اصطلاح وقتی که مسواکتان را زدید و می خواستید بخوابید، دو دقیقه با حضرت حجت خلوت کنید و حرف بزنید. یک سال این کار را امتحان کنید، خودتان یک چیزهایی را می‌بینید، یعنی نشانتان می دهند. آقا خیلی دوست دارد که با او حرف بزنید.

۳- قرآن بخوانید، روایت است از معصوم که شیعیان ما حداقل روزی ۵۰ آیه قرآن می خوانند.

۴- توسل و توجه داشته باشید. عبدگونه با حضرات معصومین حرف بزنید. دعای توسل ۱۰ دقیقه هم وقت نمی گیرد، ولی با توجه بخوانید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
حاجیه خانم شهربانو ورپشتی فرزند کربلایی نظر علی ورشتی و مادر شهید عبدالحمید ورپشتی شامگاه جمعه بیستم دی ماه1392 در سن 90 سالگی به رحمت ایزدی پیوست.
 با عرض تسلیت به خانواده شهید ورپشتی،به اطلاع می رساند مراسم های ترحیم و هفته این مادر شهید به شرح ذیل برگزار می شود:
روز دوشنبه 23 دی ماه - اصفهان - مسجد قائمیه واقع در خیابان قزلباش - از ساعت 14 تا 15/30
روز پنج شنبه 26 دی ماه - شاهین شهر - مسجد حضرت ابوالفضل(ع) از ساعت 10 تا 12
روز جمعه 27 دی ماه - قمیشلو- مسجد چهارده معصوم(ع) از ساعت 10 تا 12


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
روایت حاج قاسم سلیمانی از خواب نوجوانی که سرش را در سوریه بریدند



«نوجوان ۱۷ ساله که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش می‌گوید، با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که باهم می‌خوریم، مادر اجازه تعریف خواب را نمی دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب می‌بینم که روی سینه‌ام نشسته‌اند تا سرم از تنم جدا کن، فریاد می‌زنم و آنوقت است که امام حسین(ع) می‌آید و می‌گوید، نترس درد، ندارد... را... بریدند، درد نداشت.»


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

صحن امامزادگان شیث و قیس شهرستان بروجن بهره‌برداری شد

همزمان با ششمین روز هفته وقف، صحن امامزادگان شیث و قیس روستای امام قیس از توابع بخش گندمان با حضور جمعی از مسئولان چهارمحال و بختیاری بهره‎برداری شد.

حجت‌الاسلام محسن غلامیان رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان بروجن با اشاره به نوسازی امامزادگان شیث و قیس، گفت: برای بهسازی و بازسازی این بقعه متبرکه و اجرای زیرسازی و سکوبندی، رنگ‎آمیزی بقعه، ساخت سرویس بهداشتی و وضوخانه و ایجاد جاده دسترسی این دو امامزاده 800 میلیون ریال اعتبار هزینه شده است.

گفتنی است امامزاده ابوالغیث مشهور به امام قیس به جهت انتساب به امام علی بن الحسین(علیه السلام) به غیث بن علی مشهور و معروف است که در محاوره محلی با قاف خوانده می شود.(قیس بن علی).

این امامزاده واجب التعظیم با دوازده واسطه به امام سجاد(علیه السلام) می رسد و جد سادات حسینی روستای قمیشلو(سادات قوامی) می باشد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
عده اي از جوانان (مرد) خدمت حضرت علامه حسن زاده آملي(حفظه الله) رسيدند و از حضرتش خواستند که آن ها را نصيحتي فرمايند. علامه فرمودند: سعي کنيد با نامحرم رابطه نداشته باشيد چه زن باشد چه مرد گفتند: آقا مگر مرد هم نامحرم مي شود؟ علامه فرمودند: هر کس با خدا ارتباط ندارد نامحرم است ..


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

ترسید «چراغ دوازدهم» را هم بشکنند.

جایش یک «شمع» داد تا ببیند چه می کنند با او،

پروانگی آموخته اند؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
شرح حدیثی از آیت الله وحید خراسانی درباره زیارت امام حسین(علیه السلام):
حدیث صحیح که عقل را مبهوت می کند ، این است : عن ابن محبوب ، عن اسحاق بن عمار، قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: لیس نبیّ فی السموات والأرض إلا ویسألون الله تبارک وتعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل ففوج یعرج.

هیچ پیغمبری نیست، یعنی از آن آدمی که شد صفی الله و مسجود تمام ملائکة الله، و آن نوحی که نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت کرد و شد نجی الله ، و آن ابراهیمی که خدا او را مبتلا کرد به کلمات و بعد از تمام آن کلمات از نبوت و رسالت و خلت گذشت و به مقام امامت رسید ، و آن موسایی که خدا درباره او فرمود : ونادیناه من جانب الطور الأیمن وقربناه نجیا، و شد کلیم الله ، و آن عیسایی که از دم روح القدس به وجود آمد و شد کلمة الله و روح الله، همه اینان مسألتشان از خداوند تبارک وتعالی این است که به آنان اذن دهد که به زیارت قبر حسین بن علی علیهما السلام مشرف شوند.

آیا در آن بقعه چه غوغا است که مطاف تمام انبیا و اولوا العزم از فرستادگان خداست. فوجی از آسمان به زمین نازل و فوجی از زمین به آسمان صاعد، و آن فوج ، مرکب از ملائکه مقربین و انبیا و مرسلین است، و تا قیامت امر بر این منوال است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

پاسخ میرزا اسماعیل دولابی به یک پرسش درباره غیبت امام زمان(عج)

faraj9-n

مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند:

سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.

بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.  امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.

“برگرفته از کتاب « امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ ص۳۰″


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

میوه را با پوست بخور!

چرا باید پوست میوه‌ها را بخوریم؟


اگر به تمام قوت میوه‌ها نیاز دارید، باید کمی بیشتر از دندان‌هایتان کار بکشید و پوست میوه‌ها را نیز به همراه آن‌ها بخورید. فقط مطمئن باشید که پیش از خوردن پوست میوه، آن را به خوبی شسته‌اید.


میوه

تحقیقات ثابت کرده‌اند که در پوست میوه‌ها، آنتی‌اکسیدان بیشتری به نسبت مغز آن‌ها وجود دارد. پوست میوه‌ها منبع غنی فیبر هستند که برای پیشگیری از به وجود آمدن یبوست و کاهش خطر ابتلا به سرطان روده‌ی بزرگ، نقشی حیاتی بازی می‌کنند.

مواد گیاهی که با سرطان مبارزه می‌کنند، در پوست میوه‌ها فراوانند. پوست میوه‌ها از آنجایی که کالری، قند و چربی کمی دارند، در کاهش سطح LDL کلسترول، خیلی خوب عمل می‌کنند. همچنین باعث خواهند شد احساس سیری کنید، از این رو برای آن دسته از اشخاصی که در رژیم هستند، عالی است.

در ادامه، با مزیت خوردن پوست 5 نوع میوه آشنا خواهید شد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

«هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله»
گرکه در سینۀ خود شوق زیارت داری
رود این قافله تا کرببلا بسم الله
هرکه را میل سوی قبلۀ عشاق بود
می دهد عشق به آوای رسا بسم الله
ای که مشتاق گلستان حسینی شده ای
همره بوی گل و باد صبا بسم الله
کاروانی شده آماده ز عشاق حسین
گر کنون پای طلب هست تو را بسم الله
وعده دادیم که باهم سفر عشق رویم
عازم کوی حسینیم بیا بسم الله
علقمه منتظر ماست چرا بنشستی
سوی آن چشمۀ پُر شرم و حیا بسم الله
گرکه داری گهری مشتریش هست حسین
می خرد سوز دل و اشک تو را بسم الله
زیر آن قبه دعای تو اجابت دارد
تا که نگذشته تو را وقت دعا بسم الله
ای وفائی تو اگر خیر دو دنیا طلبی
چهره بگذار به خاک شهدا بسم الله

 
شاعر : استاد سید هاشم وفایی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

استاندار چهارمحال و بختیاری خواستار شد:
تسریع در بازسازی گردنه قمیشلو در محور بروجن ـ مبارکه

استاندار چهارمحال و بختیاری خواستار تسریع در روند اصلاح و بازسازی گردنه قمیشلو در محور ارتباطی بروجن ـ مبارکه شد.


به گزارش خبرگزاری فارس از شهرکرد، قاسم سلیمانی دشتکی ظهر امروز در بازدید از گردنه قمیشلو در شهرستان بروجن، اظهار کرد: همت و تلاش گسترده مسئولان و دستگاه‌ها لازمه توسعه استان است.

وی افزود: مدیریت استان در تلاش است تا با جذب اعتبارات به توسعه استان تسریع دهیم.

سلیمانی دشتکی اعتبار مورد نیاز برای این پروژه را 45 میلیارد ریال اعلام کرد و گفت: راه و شهرسازی باید در تکمیل این پروژه سریع‌تر و پویاتر عمل کند.

استاندار چهارمحال و بختیاری ادامه داد: مسیرهای ارتباطی استان به دلیل شرایط جغرافیایی خاص استان نیازمند توجه بیشتر است.

به گزارش فارس؛ استاندار چهارمحال و بختیاری امروز به همراه جمعی از مسئولان استانی از بخشی از پروژه‌های عمرانی این استان بازدید کرد و از نزدیک در جریان مشکلات آن‌ها قرار گرفت.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

ماجراي نبش قبر حضرت رقيّه(س)در 1242 شمسي

همين كه سيد خشت بالاي سر را برداشت ديدند افتاد؛ زير بغلش را گرفتند؛ هي مي‌گفت: «اي واي بر من.. واي بر من.. به ما گفته بودند يزيد لعنةالله عليه، زن غسّاله و كفن فرستاده ولي اکنون فهميدم دروغ بوده، چون دختر با پيراهن خودش دفن شده..»



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

کدام سیستم گرمایشی برای سلامتی ما مفیدتر است؟

سیستم‌های گرمایشی که ما استفاده می‌کنیم معمولا یکی از انواع زیر است:

-   بخاری (نفتی، گازی و برقی)

-   شوفاژ (رادیاتور، فن کویل)

-   تهویه مرکزی (وزش هوای گرم از بالا، وزش هوای گرم از کف)

-   سیستم‌های نوین گرمایشی (قرار دادن لوله آب گرم در کف اتاق)

همه این سیستم‌ها باعث می‌شود که هوای گرم تولید شده در اثر جایجایی در قسمت بالاتر (محل زندگی یا کار) و هوای سرد در قسمت پایین‌تر قرار گیرد.

در طب سنتی ایرانی، توصیه می‌شود برای سلامتی باید به ترتیب دمای پا بالاتر، دمای بدن متعادل و دمای سر خنک باشد. بوعلی سینا در کتاب قانون توصیه می‌کند «برای سلامتی، هوای خنک (نه سرد) را تنفس کنید و زمانی که این هوا گرم شد (در اثر دادن اکسیژن و گرفتن گاز کربنیک) آن را بازدم کنید». ولی سیستم‌های گرمایشی که ما استفاده می‌کنیم دقیقا برعکس سبک زندگی سنتی ایرانی که طی صدها سال (بلکه هزاران سال) تجربه شده است طراحی و استفاده می‌شود. چرا که با سیستم‌های گرمایشی موجود مجبوریم گرم‌ترین هوای محیط زندگی یا کار را تنفس کنیم و قسمت پا در سردترین حالت قرار گیرد. می‌توان گفت اگر بخواهیم با سیستم‌های گرمایشی موجود سالم زندگی کنیم باید بالانس بزنیم !!! تا دمای مورد نیاز قسمت‌های مختلف بدن در حالت مطلوب باشد. از طرفی اگر کف محل سکونت از مصالحی مانند سرامیک باشد خود مزید بر علت است، چون سرامیک باعث سردتر شدن کف و عوارضی مانند تشدید درد مفاصل و آرتروز می‌شود.

پس چه کنیم ؟؟؟؟

اجداد و نیاکان ما طی سال‌ها تجربه کرسی را برای گرم کردن خود در زمستان طراحی کرده بودند که دقیقا با آنچه در طب ایرانی آمده است مطابقت دارد. شخصی که زیر کرسی می‌نشیند به ترتیب پاها گرم‌ترین جای کرسی، بدن در محل متعادل کرسی (زیر لحاف) و سر در فضای خنک اتاق قرار دارد. بنابراین همیشه هوای خنک تنفس می‌شود که یک فاکتور مهم در سلامتی است. البته امروزه می‌توان از گرم‌کننده‌های برقی بجای منقل و چاله کرسی و خاک زغال و … به عنوان منبع گرمایشی کرسی استفاده کرد. همچنین می‌توان برای کف اتاق‌ها یا محل زندگی از مصالحی مانند پارکت چوبی یا کف پوش‌های غیر پلاستیکی دیگر استفاده نمود.

نمونه‌ای از کرسی چوبی به همراه اجاق برقی آن


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

حاج آقا فخر تهرانی می گفتند:
«توسلات خیلی مهم است. همه جا، کارت با امام حسین (ع) باشد. سرّ الله الاعظم (1)، وجود مقدس اباعبدالله الحسین (ع) است. اگر از ته دل برای اباعبدالله گریه کردی، حضرت عزراییل خودش تو را تلقین (2) می دهد (لحظه مرگ). هیچ کس به جایی نرسید، مگر از نوافل! و عزاداری برای امام حسین (ع)، اقرب نوافل است.»

پی نوشت:
1.      راز بزرگ خداوند.
2.      تلقین دادن در لحظه ی مرگ، به معنی این است که شخصی، شهادتین را برای فرد در حال مرگ، بلند و واضح بگوید تا او بتواند تکرار کند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
در کوچه ها نسیم بهشت محرم است

این شهر بی مجالس روضه جهنم است

شکرخدا که هیئت مان باز دائر است

شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

حاشاندارد

بین شمامردانگی معنا ندارد

کافیست نیزه

این پیکرصدپاره دیگرجاندارد

برخیزنامرد

این سینه تاب چکمه هایت راندارد

اُف برشماها

یک کهنه پیراهن دگر دعوا ندارد

قوت گرفتید

حالاکه دیگر خیمه ها آقاندارد

غیرت ندارید؟

حمله به زنها اینهمه غوغاندارد

ای بی مروت

سیلی نزن این بچه را، بابا ندارد

شاعر: داود رحیمی

وبلاگ این شاعر:http://nokar67.blogfa.com/



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا
پس از خواب مادر
بررسی ژنتیک، هویت یکی از شهدای گمنام کهف الشهدا را مشخص کرد+جزئیات

مادر شهید مجید ابوطالبی پس از دیدن خواب چندین باره فرزند، با مرکز تحقیقات ژنتیک بقیه الله تماس گرفت و پس از تطبیق ژنتیک مشخص شد شهید در کهف الشهدای تهران به خاک سپرده شده است.

خبرگزاری فارس: بررسی ژنتیک، هویت یکی از شهدای گمنام کهف الشهدا را مشخص کرد+جزئیات

 

به گزارش خبرنگار گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، هویت یکی از شهدای گمنام  که در کهف الشهدای ولنجک به خاک سپرده شد مشخص شد.

ابراهیم رنگین، مسئول ستاد معراج الشهدای مرکز در گفتگو با فارس گفت: «با اصرار مادر این شهید که چندین بار خواب فرزند شهیدش را دیده بود و از طریق آزمایش DNA هویت یکی از شهدای گمنام دفن شده در کهف‌الشهدای ولنجک تهران مشخص شد».

وی افزود، نام این شهید «مجید ابوطالبی» بوده و  سال 61 در عملیات مسلم بن عقیل در منطقه سومار به شهادت رسیده است. برادر دیگر این شهید فرید ابوطالبی نیز جزو شهدای سال‌های دفاع مقدس است.

 

دکتر محمود تولایی رئیس مرکز تحقیقات ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله درباره نحوه شناسایی این شهید به خبرنگار فارس گفت: «مادر شهید ابوطالبی پس از دیدن خواب فرزندشان مبنی بر اینکه ایشان برگشته اند، با مرکز تحقیقات ژنتیک تماس گرفته و از ما خواستند موضوع را بررسی کنیم. شهید بارها به خواب ایشان آمده و گفته بودند، من برگشته ام،‌چرا سراغ من نمی آئید».

تمامی شهدای گمنام پس از تفحص برای بررسی آناتومیک و نمونه برداری به مرکز تحقیقات ژنتیک تحویل داده می شوند و مرکز، پس از انجام آزمایشات، یک شناسنامه ژنتیکی برای شهید گمنام صادر می کند. خانواده هایی که احتمال می دهند فرزندانشان جزو شهدای گمنام جنگ تحمیلی هستند نیز به مرکز مراجعه می کنند تا بررسی ژنتیک انجام شده و با تطبیق کدها، شهدا شناسایی شوند.

تولایی اضافه کرد:‌«در پی خواب مادر شهید ابوطالبی و تماس ایشان با مرکز، از مادر و بردار شهید نمونه ژنتیکی گرفته شده و اطلاعات به دست آمده با اطلاعات حاصل از شناسایی شهدای گمنام تطبیق داده شد. بر اساس بررسی ها مشخص شد پیکر مطهر شهید ابوطالبی جزو شهدای تفحص شده است و با اعلام کد به معراج شهدا، روشن شد محل دفن شهید ابوطالبی کهف الشهدای ولنجک تهران است».

مادر شهید ابوطالبی در گفتگویی با خبرگزاری بسیج در کهف الشهدای ولنجک گفت: «در حین انجام آزمایشات، مکرر فرزندم در رویا به خوابم می آمد و هر بار وی را در یک اتاق سنگی مشاهده می کردم. زمانی که ساعتی پیش برای دیدن بارگاه فرزندم به اینجا آمدم همه صحنه های قبلی برایم تداعی شد و از خدا ممنونم که به چشم انتظاریم پایان داد».

غار کهف الشهدای تهران مدفن 5 شهید گمنام می باشد که روزانه پذیرای عاشقانی است که برای زیارت به این منطقه کوهستانی رهسپار می شوند. این غار در انتهای بلوار دانشجو خیابان ولنجک قرار دارد.

درباره کهف الشهدا

سردار سیّد محمّد باقرزاده رئیس وقت بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس درباره چگونگی به خاک سپاری شهدای کهف الشهدا نوشته است:‌«بر آن بودیم که شهیدان را در این اطراف و در نقطه­ای از شهر به خاک بسپاریم، عدّه­ای در پی مخالفت برآمده و از مصاحبت با بهترین جوانان روزگار دریغ نمودند، چون این عدم مرافقت و موافقت دیده شد پژمرده و غمناک از این دوری و مهجوری، عزم جزم نموده تا با بهره جستن از کلام نورانی خدای رحمان، مزارشان را معین که تا قیامت محل رحمتی باشد برای بندگان، به قرآن پناه بردم، تفألی زدم که چنین هدایت فرمودند:

«وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ فَأْوُوا إِلَى الْکَهْفِ یَنشُرْ لَکُمْ رَبُّکُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَیُهَیِّئْ لَکُم مِّنْ أَمْرِکُم مِّرْفَقًا(16)» سوره کهف

« و آنگاه که از آنان و آنچه غیر از خدا می­پرستند کناره گرفتید پس به غار پناهنده شوید تا پروردگارتان از رحمت خودش برای شما منتشر کند و برای شما از کارتان وسیله راحتی فراهم می­سازد!»

 

بار دیگر سرّ آن را در تفألی به دیوان حافظ، این گونه دریافتم:

پس تقدیر الهی بر آن بود تا جوانمردان مخلص روزگار، در این غار که به اذن خدا از دوران کهن در دل کوه گشوده شده بود، بیارامند!

و آن هنگام که برای آرامش دل مومنان دل شکسته از هجرت شهیدان به کوه، رجوعی دوباره به قرآن شد، این چنین هدایت فرمودند:

«…وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ…(44)» سوره هود

« و کشتی بر کوه آرام گرفت»

و آنگاه سید و مقتدایمان درلیلة الرغائب(1428هجری قمری/ 1386 هجری شمسی) به زیارت آسمانی­ها شتافت».


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

آقاجان ! هالو گیر آوردی!

جناب حجت الاسلام حاج آقا جمال اصفهاني رحمت الله عليه به نقل از يكي از تاجران صالح و مورد اعتنا چنين نقل فرموده است :

در مسير مسافرتم به بيت الله الحرام، چون به نزديكي كربلا رسيدم، آن بسته­اي را كه همه­ي پول و مخارج سفر با باقي اثاثيه و لوازم من در آن بود، دزد برد و در كربلا هم هيچ آشنايي نداشتم كه از او پول قرض كنم. تصوّر آن كه با آن  همه دارايي تا آنجا رسيده باشم و از حج محروم شوم  بي اندازه مرا غمگين افسرده كرده بود. حيران و سرگردان مانده بودم كه به ذهنم رسيد شب را به مسجد كوفه بروم . در بين راه كه تنها غم و غصه سرم را پائين انداخته بودم، ديدم سواري با كمال هيبت و اوصافي كه در وجود مبارك حضرت صاحب الامر (ع) بدان توصيف شده است، در برابرم پيدا شده و فرمود:

« چرا اين چنين افسرده اي؟» عرض كردم: « مسافرم ودر طول مسير خسته شده ام».



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا

تقدیم می کنم این حدیث را  به مردانی که همسرانشان را رایگان و مجانی

مهمان نگاه شهوت آلود این و آن می کنند!!!

از امام حسن(ع) پرسید:

آقا "پستى" چیست؟ 

فرمود: شخصی خودش را نگه دارد اما همسرش را رها سازد تا هر کار که خواست بکند...


مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، ص: 98

-----------------------------------------------------------------------------------

قابل توجه اونها که برهنگی را تمدن و حجاب را عقب ماندگی میدونن!!!

یکی از دوستان تعریف میکرد سر کلاس نورواناتومی استاد یه مطلب خیلی جالب را بیان کردن..
یکی از مهمترین تفاوت های مغز انسان با سایر موجودات در لوب اهیانه (پیشانی) مغزه,
هرچه انسان متکاملتر شده لب اهیانه مغز هم رشد و تکامل بیشتری را داشته..
در این لب قسمتی بسیار تکامل یافته وجود داره که در فرد ایجاد حجب و حیا میکنه..

هنگامی که محققین برای درمان برخی بیماران مانند شیزوفرنی مجبور بودن قسمتهایی از لب اهیانه را تخریب کنن متوجه شدن فرد بعد از درمان تمایلی برای لباس پوشیدن نداره و ترجیح میده برهنه باشه!

با تحقیق و مطالعات بیشتر مشخص شد قسمت پیشرفته ای در این لوب وجود داره که باعث حجب و حیا در انسان میشود..

نتیجه: انسان هرچه از نظر مغزی متکاملتر باشه با حیاتر و باحجابترم هست!


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ توسط خادم الشهدا