حسين من كشته راه سيدالشهدا (ع) است
خبرگزاري فارس: مادر سردار شهيد «حسين خرازي» گفت: حسين، عاشق امام حسين (ع) بود و در راه امام حسين هم شهيد شد؛ من هم دنبالهرو فرزند شهيدم هستم و به شهادتش افتخار ميكنم.

طيبه تابش در گفتوگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: بارها و بارها شاهد نماز شب خواندنهاي حسين بودم؛ حتي وقتي يك دستش را از دست داد.
وي ادامه داد: بعضي وقتها كه نيمههاي شب از خواب بلند ميشدم، ميديدم گوشه اتاق ايستاده، نماز ميخواند؛ توي نماز خيلي گريه ميكرد؛ به او ميگفتم «حسين چرا اينقدر ناله ميكني»؛ دلم برايش ميسوخت؛ بعد ميگفتم «من را هم دعا كن تا درمانده نشوم» و او با لبخند ميگفت «به روي چشم».
مادر شهيد خرازي بيان داشت: دست حسين در عمليات خيبر قطع شد؛ وقتي اين خبر را شنيدم از هوش رفتم؛ توي بيمارستان يزد به ديدارش رفتم؛ گفتم «حسين، نكنه من بميرم و تو را ديگر نبينم» و حسين گفت «نه مادر انشاءالله عمر طولاني داشته باشي». بعد گفت «مامان، طاقت داري دست مرا ببيني»؛ گفتم «مگه چيشده»؛ دكمههاي پيراهنش را كه باز كردم گفتم «حسين پس دستت كجاست» و دوباره از هوش رفتم.
تابش اظهار داشت: فكر ميكردم حالا كه يك دست ندارد، ديگر نميتواند هچ كاري انجام دهد؛ اما انگار توانش بعد از جانبازي دوبرابر شده بود؛ همه كارهايش را خودش انجام ميداد، كاري كرد كه من هيچ وقت احساس نكردم او يك دست ندارد.
وي افزود: از بچگي روحيه مردانه داشت؛ وقتي ميخواستم كارنامه كلاس ششماش را بگيرم، گفت «دنبالم نياييها، مگر من بچهام».
*حسين، عاشق امام حسين (ع) بود
مادر شهيد خرازي گفت: قبل از شهادتش پناهم بود و بعد از شهادتش هم، هر وقت به كمك نياز پيدا ميكنم با حسين صحبت ميكنم و از او كمك ميگيرم.
وي بيان داشت: حسين، عاشق امام حسين (ع) بود و در راه امام حسين هم شهيد شد؛ من هم امروز دنبالهرو راه فرزند شهيدم هستم. من فرزندم را براي خدا بزرگ كردم و در راه خدا هم تقديم كردم و به شهادتش افتخار ميكنم.
مادر شهيد خرازي افزود: حسين عاشق امام خميني بود؛ تلاش ما هميشه اين بوده كه مانند شهيد خرازي و شهداي ديگر در راه انقلاب بمانيم و مدافع اصول باشيم و انشاءالله خداوند سايه رهبرمان را از سرمان كم نكند.
*او را از آستين خالي دست راستش خواهي شناخت
به گزارش توانا، شهيد سيد مرتضي آويني در وصف سردار بزرگ سپاه امام حسين (ع) گفته است: وقتي از اين كانال كه سنگرهاي دشمن را به يكديگر پيوند ميدادهاند، بگذري، به «فرمانده» خواهي رسيد؛ به علمدار.
او را از آستين خالي دست راستش خواهي شناخت. چه ميگويم چهره ريز نقش و خندههاي دلنشينش نشانه بهتري است. مواظب باش، آن همه متواضع است كه او را در ميان همراهانش گم ميكني. اگر كسي او را نميشناخت، هرگز باور نميكرد كه با فرمانده لشكر مقدس امام حسين (ع) رو به رو است.
ما اهل دنيا، از فرمانده لشكر، همان تصويري را داريم كه در فيلمهاي سينمايي ديدهايم؛ اما فرماندههان سپاه اسلام، امروز همه آن معيارها را در هم ريختهاند.
حاج حسين را ببين، او را از آستين خالي دست راستش بشناس. جواني خوشرو، مهربان و صميمي با اندامي نسبتاً لاغر و سخت متواضع. آنان كه درباره او سخن گفتهاند، بر دو خصلت بيش از خصائل وي تأكيد كردهاند: شجاعت و تدبير.
حضور حاج حسين در نزديكي خط مقدم درگيري، بسيار شگفتانگيز بود؛ اما ميدانستيم او كسي نيست كه بيهوده دل به دريا بزند. عالم محضر خداست و حاج حسين كسي نبود كه لحظهاي از اين حضور، غفلت داشته باشد. اخذ تدبير درست ، مستلزم دسترسي به اطلاعات درست است. وقتي خبردار شديم كه دشمن با تمام نيرو ، اقدام به پاتك كرده، سرّ وجود او را در خط مقدم دريافتيم.
*پشتيبان ولايت فقيه باشيد
در بخشي از وصيتنامه فرمانده شهيد حسين خرازي آمده است: از مردم ميخواهم كه پشتيبان ولايت فقيه باشند؛ راه شهداي ما راه حق است، اول ميخواهم كه آنها مرا بخشيده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا ميخواهم كه ادامهدهنده راه آنها باشم.
آنهايي كه با بودنشان و زندگيشان به ما درس ايثار دادند؛ با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولين عزيز و مردم حزبالهي ميخواهم كه در مقابل آن افرادي كه نتوانستند از طريق عقيده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه ديگري از طريق اشاعه فساد و فحشا و بيحجابي زدهاند، ايستادگي كنيد و با جديت هر چه تمامتر جلو اين فسادها را بگيريد.