یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی

شعر طوفان یاتار

 

 

 

یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی

دیده دوران یاتار یاتماز حسینین پرچمی

جان حسین جانان حسین عالم سن قربان حسین

*********

یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی
باد فروکش می کند، طوفان می خوابد، اما پرچم حسین (ع) همچنان پابرجاست
دیده ی دوران یاتار یاتماز حسینین پرچمی
چشم زمانه هم می خوابد اما باز پرچم حسین (ع) همچنان پابرجاست
بو حسینین ده عزیزان پرچمی اوچ رنگیدی
عزیزان! پرچم حسین (ع) سه رنگ دارد
گنبدی اوستونده قرمز یادگار جنگیدی
رنگ قرمز بالای گنبدش، یادگار جنگ است
هم یاشیل پرچم دییر عباس اونون سرهنگیدی
پرچم سبزش هم می گوید که عباس (ع) سرهنگ اوست
سن قرا پرچم گوتور بو زینبین فرهنگیدی
تو پرچم سیاه را بردار که آن نشان و فرهنگ زینب (س) است یا زینب
سسله هر بنیان یاتار یاتماز حسینین پرچمی
بگو هر بنیان و پایه ای نابود خواده شد اما پرچم حسین (ع) همچنان پابرجاست
قاره پرچم قرمزی پرچم یاشیل پرچم دییر جاوداندی کربلا
پرچم سیاه، پرچم قرمز و پرچم سبز، می گوید که کربلا جاودانه است
خلقه حدیث غم دییر
حدیث غم به عالم می گوید
تک حسینیلر دئمیر
تنها حسینی ها نمی گویند
بلکه هامی عالم دئییر
بلکه همه عالم می گویند
ای مسیحیلر بو ذکری عیسی مریم دییر
ای مسیحیان! این ذکر را عیسی بن مریم هم می گوید
پاییه ادیان یاتار یاتماز حسینین پرچمی
اساس همه ادیان از بین می رود اما پرچم حسین (ع) همچنان برقرار است
ای عراقین توپراقی
ای خاک عراق
ور شور و شینینن خبر
با شور و شین این خبر را بگو
سنددی آلتی امام
تو آرامگاه شش امام معصوم (ع) هستی
ایفای دینن خبر
از ایفای دین خبر بده
یا نجف یا سامرا یا کاظمینن خبر
یا از نجف، سامرا و یا از کاظمین خبر بده
هر طرفدن اوت یاغیر
از هر سو اتش می بارد
قبر حسینینن خبر
از قبر حسین (ع) خبر بده
قورخما بو بحران یاتار یاتماز حسینین پرچمی
نترس! این آشوبها خواهد خوابید اما پرچم حسین (ع) همچنان برقرار است

 

منبع متن و معنی نوحه ترکی : نور اسمان

 

 

 شاعر : استاد حاج ولی الله کلامی زنجانی



زیارت عاشورا در هر روز

شخصى از علماى اصفهان، اهل معقول و منقول بود كه به مرحوم میرزاى شیرازى (ره) اشكالاتى داشت. لذا مطالبى نوشت نامه را علماى اصفهان امضا كردند و به نجف رفت تا نامه را به میرزاى شیرازى (ره) بدهد.
 
 قبل از آن به خدمت مرحوم «ملا فتحعلى سلطان آبادى» رسید و ایشان از مضمون نامه اى كه در جیب آن عالم اصفهانى بود، او را با خبر كرد.
 
 آن آقا تكان خورد و تعجب كرد و با این كه خودش را خیلى بالا مى دانست تواضع به خرج داد، لذا به ملا فتح على گفت: به ما چیزى بفرمایید تا استفاده كنیم. فرمود: شما كه خود از علما و بزرگانید؛ اصرار كرد. مرحوم ملا فتحعلى فرمود: به سه چیز مداومت داشته باشید:
 
۱- نماز اول ماه؛
 
۲- زیارت عاشورا در هر روز؛
 
۳- هر شب دو ركعت نماز وحشت بخوانید و به مؤمنین و مؤمناتى كه كسى را ندارند و از دنیا رفته اند، هدیه كنید. منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بهجت(ره)

شبهات فیس بوکی

شبهات فیس بوک : امام حسین : هر عربی از هر ایرانی بهتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است ؟

شبهات مطرح شده :

نظرتان درباره ی این سخن حسین چیست ؟ ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد و زنانشان را به فروش رساند و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت. امام سوم شیعیان / کتاب «سفینه البحار و مدینه الحکام و الآثار» صفحه ۱۶۴ نوشته شیخ عباس قمی

 

پاسخ :

 

در فیس بوک که سیر می کنی، نمونه های فراوانی را می بینی که این روزها به نام حدیث و روایت نقل می شوند تا نشان بدهند اسلام، مکتب خرافی و دین عرب هاست.

 

نمونه زیر، مشتی از خروارهاست که این روزها با ایمیل و اس ام اس دست به دست می شود؛ و در این روزگار ما چه بسیارند ذهن های شکاک و پر تردید درباره دینداری و دل های فراری از دین که دل به این روایات فیس بوکی می بندند.

 

از مدتی پیش حدیثی از امام حسین(ع) در صفحات فیس بوک نقل می شود که مثلا متن حدیث را هم برای مستند و متقن بودنش، اسکن کرده اند تا به شما بگویند مو، لای درز کارشان نمی رود.

 

نوشته اند: " ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت."

حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس قمی، صفحه ۱۶۴."

 

متن اسکن شده حدیث در فیس بوک که عده ای این روزها برای یکدیگر ایمیل می کنند:

 

نکاتی خیلی ساده درباره ظاهرحدیث

۱- کتاب عربی "سفینة البحار" احادیث انتخاب شده از بحارالانوار است که توسط مرحوم محدث قمی جمع آوری شده است. صفحه ۱۶۴ کتاب مربوط به توضیح لفظ "العجم" است.

 

بگذریم که در این قسمت کتاب روایتی از امام حسین (علیه السلام) وجود ندارد.

 

داخل متن عربی کتاب آمده است: "قال سمعت اباعبدالله". یعنی " گفت شنیدم از اباعبدالله "، کسانی که اندک آشنایی با روایات داشته باشد، می‌دانند که مراد از «اباعبدالله» در روایات به صورت مطلق، امام صادق(ع) است، نه امام حسین(ع). پس اول اینکه این حدیث از امام حسین (ع) نیست، اما زیر متن نقل شده در فیس بوک، با فونت نزدیک به متن نوشته اند: "حسین ابن علی، امام سوم شیعیان"

 

۲- مترجمان فیس بوکی، کل متن عربی بالا را متن اصلی حدیث امام تلقی کرده اند. با وجودی که متن حدیث شنیده شده از امام این است: قال سمعت اباعبدالله: " نحن قریش و شیعتنا العرب و عدونا العجم"

 

حدیث در اینجا تمام می شود. مابقی، شرح و بیان مولف کتاب است که با کلمه "بیان" یعنی شرح حدیث شروع می شود. که نوشته شده:

بیان: "عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است (پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد."

 

ادامه سخن مولف کتاب با کلمه "رای الثانی" آغاز می شود. یعنی نظرخلیفه دوم (عمر) را آورده است: "هنگامی که اسیران عجم وارد مدینه شدند، خلیفه دوم خواست که زنهایشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد..."

 

اگر دقت کنید بالای کلمه بیان و رای الثانی یک خط سیاه وجود دارد که در متون حدیثی به معنی جداکننده است. داخل تصویر بالا با دایره قرمز رنگ مشخص شده است.

 

۳- نکته مهم دیگر اینجاست که این حدیث ادامه دارد اما انگار غرض ورزان صلاح ندانسته اند ادامه حدیث را بیاورند. بنابراین در ادامه این متن سخن امیرالمومنین علی(ع) حذف شده است. در ادامه آمده که وقتی علی(ع) این جملات را از عمر شنید، اعتراض کرد و فرمود: " پیامبر فرموده کریمان هر قومی را احترام کنید، هرچند مخالف با شما باشند. این جماعت عجم حکیمان و کریمان هستند که آغوششان را به روی ما گشوده و اسلام را قبول کرده‌اند."

 

اما نکات محتوایی حدیث و سند و منبع آن:

 

۱-از نگاه مولف کتاب:

باز نکته جالب ماجرا اینجاست که اصلا مولف کتاب " سفینه البحار" این بخش کتاب را درباره فضائل عجم بیان کرده و با بیان این حدیث و قبل و بعد آن، قصد دارد تا در این بخش کتاب، به شرح و توصیف عجم بپردازد. مرحوم شیخ عباس قمی، حتی قبل از نقل حدیث، یک آیه و حدیث را در تایید سخنش در فضیلت عجم نقل می کند:

 

در سوره شعراء آیه ۱۹۸ می فرماید: " ولو نزلناه على بعض الأعجمین فقرأه علیهم ما کانوا به مؤمنین." یعنی : "هرگاه ما قرآن را بر بعضى ازعجم (غیرعرب) ها نازل مى کردیم ... و ایشان آن را بر اعراب مى خواندند، (اعراب به دلیل شدت تعصب) به قرآن ایمان نمى آورند.

 

وهمچنین امام صادق(ع) در حدیثی در تفسیر این آیه می فرماید: " لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب ، وقد نزل على العرب فآمنت به العجم ، فهذه فضیلة العجم" یعنی : " اگر قرآن بر عجم نازل می شد اعراب به آن ایمان نمی آوردند و این قرآن بر اعراب نازل شد و عجم ایمان آوردند و این خود برای عجم فضیلتی است."

 

۲- از نظر علمای لغت شناس:

اول اینکه اینجا هم اصل حدیث را جعل کرده اند وهم آن را با غرض ورزی ترجمه کرده اند. آنها که عربی نمی فهمند، هر متن عربی را ترجمه ظاهری کلمه به کلمه می کنند.

 

اگر به لغت نامه های عربی مراجعه کنید "العرب" در لغت به معنای " با فهم و فصاحت و واضح و شفاف سخن گفتن" است. همچنین در زبان عربی واژه "العجم" معانی فراوانی دارد که یکی از آنها " با ابهام و غیر شفاف سخن گفتن یا چیز گنگ" است.

 

بنابراین معنای سخن امام صادق این است که : "ما بنی هاشم و کسانی که پیرو ما هستند، اهل شفافیت و فهم و فصاحت هستند و دشمنان ما اهل ابهام و گنگی .

 

چرا این تعریف و معنا درست است؟

 

به واژه های متن عربی دقت کنید: در کلام عربی حدیث بیان نشده : " العرب شیعتنا و العجم عدونا" بلکه بیان شده "شیعتنا العرب، وعدونا العجم. " در برگردان فارسی هم می توان تفاوت این دو نوع بیان را فهمید. این دو معنی کاملا با هم تفاوت دارند.

در بیان اولی این مطرح می شود که گروه اعراب شیعه هستند و گروه عجم، دشمن اهل بیت که این با متن آیات قرآن و روایات گوناگون تضاد دارد.

 

یعنی اگر در حدیث گفته شده بود "العرب شیعتنا و العجم عدونا" این معنی را می داد، اما حدیث این گونه بیان نشده .بلکه به گونه دوم بیان شده یعنی گفته شیعتنا العرب. یعنی شیعه ما کسی است که اهل فهم و فصاحت و شفافیت است.

 

دوم اینکه معنای "العجم" درلغت عربی بعدها در سیر تاریخی به معنای قوم فارس و ایرانی ها ترجمه شده و یکی از معانی اش در زمان پیامبر و اهل بیت، به هرغیرعربی گفته می شده است. اما هم چنان که در ترجمه فیس بوکی ملاحظه می کنید کلمه عجم به معنای ایرانی ترجمه شده است.

 

سوم اینکه خود مولف کتاب هم در شرح این حدیث اینگونه بیان می کند:

 

"عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است(پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد. به طور خلاصه یعنی این که : "شیعیان ما ممدوح و مورد ستایش اند چه عرب باشند چه غیر عرب و دشمنان ما مذموم اند چه غیر عرب باشد و چه عرب"

 

همچنین در ادامه همین حدیث روایات فراوانی در مدح عجم آمده است .حالا این ترجمه صحیح را باترجمه ناقص وسراسر غلط و مغرضانه ای که از این عبارت داده شده مقایسه کنید: "ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت !"

 

۳- از نگاه علمای علم رجال :

مساله ریشه ای تر اینکه در روایات باید سند حدیث بر اساس "علم رجال" بررسی شود.

 

تا همه افراد نقل کننده آن شناخته شده و معتبر باشند. آیت الله خویی در جلد ۴ کتاب "معجم الرجال" صفحه ۹ می گوید که در سند این روایت فردی به نام "سلمة بن خطاب" وجود دارد که علمای رجال او را فردی ضعیف و غیر قابل اعتماد می دانند. علاوه بر این سند این روایت به دلیل فاصله زیاد زمانی بین دو راوی از اتصال برخوردار نیست و از این جهت غیر قابل اعتماد است. پس اصل این حدیث تقطیع دارد و نزد علما رجالی اصلا اعتبار ندارد.

 

۴- از نگاه مفسران قرآن

مساله آخر بررسی محتوای حدیث و تطبیق آن با آیات قرآن است. چون خود پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) فرمودند: "اگر حدیثی از ما مخالف با صریح آیات قرآن و یا سنت قطعی ما باشد آن را نپذیرید و قبول نکنید."

 

به فرض محال اگر همین ترجمه ظاهری فیس بوکی را هم قبول کنیم، به راحتی می توان گفت که این معنی مخالف با آیه ۱۳ سوره حجرات است که ملاک برتری را فقط تقوی و ایمان قرار داده و تبعیض نژادی و قومی را باطل می داند.

 

در سوره حجرات می خوانیم: "یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ"

 

"اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را اقوام و قبیله‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است."

 

به راستی بهتر نیست که با اعتقاد به آزاد اندیشی، از اسارت بیماری های قوم پرستی وعقده مندی های ناسیونالیستی بیرون بیاییم و بدون غرض ورزی نسبت به مکتب اسلام و آموزه های راستین و انسان ساز دین روشن، راه زندگی انسانی را بیابیم؟

 

 

در پایان توجه شما را به متن زیر جلب میکنم:

 

در ۲۸ ذی‌الحجه سال ۶۳ هجری قمری ( یعنی ۲ سال پس از واقعه ی کربلا) در شهر مدینه انقلابی علیه دستگاه ظالم یزید به وقوع پیوست، زیرا این انقلاب در راستای عکس العمل به شهادت امام حسین(ع) بود، این واقعه را به دلیل آن که در ریگزارى در اطراف مدینه به نام «حّره» واقع شد و پایگاه لشکر یزید نیز در آن جا بود، آن را در تاریخ به نام «واقعه حرّه» ثبت کرده‌اند.

 

*آماری  از جنایت لشکریان یزید در مدینه

 

جنایت وحشیانه لشکریان یزید در واقعه حرّه که مؤرخان در کتب تاریخی نقل کرده‌اند، در ادامه می‌آید:

 

۱- کشتار هزاران نفر از مردم مدینه

 

مورّخان از جمله «ابن قتیبه دینورى» آمار کشته‌شدگان را بیش از ۱۰ هزار نفر اعلام کرده‌اند که از این تعداد ۸۰ تن از اصحاب پیامبر و ۷۰۰ نفر از مهاجرین و انصار و ۱۰ هزار نفر از تابعان و موالى بوده‌اند. (الامامة والسیاسة، جلد ۱، صفحه ۲۱۶)

 

۲- قتل اصحاب رسول خدا(ص)

 

مسعودى مى‌نویسد: از خاندان ابوطالب دو نفر و از بنى‌هاشم بیش از ۹۰ نفر و از قریش به همان تعداد و ۴ هزار نفر از مردم دیگر کشته شدند. (مروج الذهب، جلد ۳، صفحه ۸۵.)

 

۳- مخفى شدن بزرگان اصحاب

 

ابن کثیر نوشته است: گروهى از بزرگان صحابه مانند جابر بن عبدالله و أبوسعید خدرى براى حفظ

 

جانشان به کوه پناه برده و أبوسعید در غارى مخفى شدند.

 

(البدایة والنهایة، جلد ۸، صفحه ۲۴۱)

 

۴- کشتار حاملان قرآن

 

از مالک بن انس نقل شده است که گفت: در واقعه حرّه هفتصد نفر از قاریان و حافظان قرآن که سه نفر آنان از اصحاب بودند، کشته شدند. (المعرفة والتاریخ، جلد ۳، صفحه ۳۲۵).

 

۵- آزادى سربازان براى استفاده از زنان

 

به نقل از ابن کثیر و مورّخان دیگر آمده است که؛ سپس مسلم بن عقبه همان‌گونه که یزید فرمان داده بود، سربازانش را سه روز در شهر مدینه آزاد گذاشت تا به کشتار و غارت و اعمال زشت و شهوت رانى بپردازند. (البدایة والنهایة، جلد ۸، صفحه۲۴۱).

 

۶- هزار زن باردار از راه غیر مشروع

 

نتیجه این آزادى تجاوز به حریم دختران و زنان مسلمان و هتک عفّت آنان بود که بنا بر نقل مدائنى، هزار زن پس از واقعه حرّه فرزندان نامشروع به دنیا آوردند، هزار زن از أهالی شهر مدینه بعد از واقعة حرّه بدون این که شوهر داشته باشند وضع حمل کردند. (البدایة والنهایة، جلد ۸، صفحه ۲۴۱).

 

یاقوت حموى مى‌گوید: سربازان یزید وارد مدینه شدند و اموال را غارت کردند و فرزندانشان را اسیر کردند و زنان براى آنان آزاد شد که در این جسارت هشتصد زن باردار شده و فرزندان نامشروع به دنیا آوردند که به آنان فرزندان حَرّه مى‌گفتند. (معجم البلدان، جلد ۲، صفحه ۲۴۹).

 

۷- پیمان بردگى مردم مدینه

 

مسعودى مى‌نویسد: مسلم بن عقبه سه روز شهر مدینه را غارت کرد و با بازماندگان از مردم بیعت کرد تا بنده و برده یزید باشند، یعنى نه تنها خود او برده مى‌شد، بلکه پدر و مادرش نیز برده مى‌شدند، فقط دو نفر از این بیعت استثنا شدند یکى امام سجّاد(ع) و دیگرى على بن عبد اللّه بن عباس.

 

. (التنبیه والإشراف، مسعودی، صفحه ۲۶۲)

 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

اینکه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا؛ یعنی اینکه حسین(ع) همیشه بوده . همیشه خواهد بود. اما حالا تو هستی که باید حسین زمان و کربلای زمانت را بشناسی و در صف عاشورائیان درآیی.

زیارت عاشورا برای پرورش روحیه ظلم‌ستیزی است، نه وسیله‌ای برای ثواب

پای درس اخلاق آیت‌الله ضیاءآبادی
زیارت عاشورا برای پرورش روحیه ظلم‌ستیزی است، نه وسیله‌ای برای ثواب

آیت‌الله ضیاءآبادی می‌گوید: سال‌ها در مساجد و منازل، زیارت عاشورا می‌خواندیم و جباران نیز با آسودگی خاطر بر ما حکومت می‌کردند، در حالی که زیارت عاشورا برای پرورش روح منتقد است، نه وسیله‌ای برای ثواب‌بردن و با بی‌تفاوتی از کنار حکومت‌های طاغوتی گذشتن!

روایت حاج قاسم از خواب نوجوانی که سرش را در سوریه بریدند

روایت حاج قاسم سلیمانی از خواب نوجوانی که سرش را در سوریه بریدند



«نوجوان ۱۷ ساله که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش می‌گوید، با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که باهم می‌خوریم، مادر اجازه تعریف خواب را نمی دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب می‌بینم که روی سینه‌ام نشسته‌اند تا سرم از تنم جدا کن، فریاد می‌زنم و آنوقت است که امام حسین(ع) می‌آید و می‌گوید، نترس درد، ندارد... را... بریدند، درد نداشت.»

شرح حدیثی از آیت الله وحید خراسانی درباره زیارت امام حسین(علیه السلام):

شرح حدیثی از آیت الله وحید خراسانی درباره زیارت امام حسین(علیه السلام):
حدیث صحیح که عقل را مبهوت می کند ، این است : عن ابن محبوب ، عن اسحاق بن عمار، قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: لیس نبیّ فی السموات والأرض إلا ویسألون الله تبارک وتعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل ففوج یعرج.

هیچ پیغمبری نیست، یعنی از آن آدمی که شد صفی الله و مسجود تمام ملائکة الله، و آن نوحی که نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت کرد و شد نجی الله ، و آن ابراهیمی که خدا او را مبتلا کرد به کلمات و بعد از تمام آن کلمات از نبوت و رسالت و خلت گذشت و به مقام امامت رسید ، و آن موسایی که خدا درباره او فرمود : ونادیناه من جانب الطور الأیمن وقربناه نجیا، و شد کلیم الله ، و آن عیسایی که از دم روح القدس به وجود آمد و شد کلمة الله و روح الله، همه اینان مسألتشان از خداوند تبارک وتعالی این است که به آنان اذن دهد که به زیارت قبر حسین بن علی علیهما السلام مشرف شوند.

آیا در آن بقعه چه غوغا است که مطاف تمام انبیا و اولوا العزم از فرستادگان خداست. فوجی از آسمان به زمین نازل و فوجی از زمین به آسمان صاعد، و آن فوج ، مرکب از ملائکه مقربین و انبیا و مرسلین است، و تا قیامت امر بر این منوال است.

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله


«هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله»
گرکه در سینۀ خود شوق زیارت داری
رود این قافله تا کرببلا بسم الله
هرکه را میل سوی قبلۀ عشاق بود
می دهد عشق به آوای رسا بسم الله
ای که مشتاق گلستان حسینی شده ای
همره بوی گل و باد صبا بسم الله
کاروانی شده آماده ز عشاق حسین
گر کنون پای طلب هست تو را بسم الله
وعده دادیم که باهم سفر عشق رویم
عازم کوی حسینیم بیا بسم الله
علقمه منتظر ماست چرا بنشستی
سوی آن چشمۀ پُر شرم و حیا بسم الله
گرکه داری گهری مشتریش هست حسین
می خرد سوز دل و اشک تو را بسم الله
زیر آن قبه دعای تو اجابت دارد
تا که نگذشته تو را وقت دعا بسم الله
ای وفائی تو اگر خیر دو دنیا طلبی
چهره بگذار به خاک شهدا بسم الله

 
شاعر : استاد سید هاشم وفایی

ماجراي نبش قبر حضرت رقيّه(س)در 1242 شمسي


ماجراي نبش قبر حضرت رقيّه(س)در 1242 شمسي

همين كه سيد خشت بالاي سر را برداشت ديدند افتاد؛ زير بغلش را گرفتند؛ هي مي‌گفت: «اي واي بر من.. واي بر من.. به ما گفته بودند يزيد لعنةالله عليه، زن غسّاله و كفن فرستاده ولي اکنون فهميدم دروغ بوده، چون دختر با پيراهن خودش دفن شده..»

ادامه نوشته

سرّ الله الاعظم


حاج آقا فخر تهرانی می گفتند:
«توسلات خیلی مهم است. همه جا، کارت با امام حسین (ع) باشد. سرّ الله الاعظم (1)، وجود مقدس اباعبدالله الحسین (ع) است. اگر از ته دل برای اباعبدالله گریه کردی، حضرت عزراییل خودش تو را تلقین (2) می دهد (لحظه مرگ). هیچ کس به جایی نرسید، مگر از نوافل! و عزاداری برای امام حسین (ع)، اقرب نوافل است.»

پی نوشت:
1.      راز بزرگ خداوند.
2.      تلقین دادن در لحظه ی مرگ، به معنی این است که شخصی، شهادتین را برای فرد در حال مرگ، بلند و واضح بگوید تا او بتواند تکرار کند.

این شهر بی مجالس روضه جهنم است

در کوچه ها نسیم بهشت محرم است

این شهر بی مجالس روضه جهنم است

شکرخدا که هیئت مان باز دائر است

شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است

کافیست نیزه!

حاشاندارد

بین شمامردانگی معنا ندارد

کافیست نیزه

این پیکرصدپاره دیگرجاندارد

برخیزنامرد

این سینه تاب چکمه هایت راندارد

اُف برشماها

یک کهنه پیراهن دگر دعوا ندارد

قوت گرفتید

حالاکه دیگر خیمه ها آقاندارد

غیرت ندارید؟

حمله به زنها اینهمه غوغاندارد

ای بی مروت

سیلی نزن این بچه را، بابا ندارد

شاعر: داود رحیمی

وبلاگ این شاعر:http://nokar67.blogfa.com/


يا سيدنا العريان

اين ضريح عجمي كاش بشيند به تنت

جاي ان پيرهني را كه عرب ها بردند

يا سيدنا العريان

 

داریم با “حسین، حسین” پیر می‏شویم


ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم/

این دو پیاله را به ملک هم نداده ایم/

تا وقت می‏کنیم حسینیه می‏رویم/

ما سالهاست شیعه گریان جاده ایم/

با هر سلام صبح به آقای بی‏کفن/

انگار روبروی حرم ایستاده ایم/

با رعیتی خانه ارباب با وفا/

 احساس می‏کنیم که ارباب زاده ایم/

شکر خدا که نان شب ما حسین شد/

ممنون لطف مادر این خانواده ایم/

بال ملائکه است که ما را می‏آورد/

یعنی سواره ایم اگر پیاده ایم

داریم با “حسین، حسین” پیر می‏شویم/

خوشحال از این جوانی از دست داده ایم

آیه الله بهجت می فرمود:استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد.

 

مطلب دیگری که پدرم در این روضه‌ها بر آن اصرار داشت این بود که مجلس به مناسبت هر امامی که برگزار شده بود، باید آخرش به امام حسین (ع) ختم می‌شد.

 

ایشان تأکید می‌کرد امام حسین (ع) منشأ همه اینهاست و اینقدر بزرگ است که همه اینها به او متوسل می‌شدند. نه تنها امامان، بلکه قبل‌تر از آن پیامبران نیز به ایشان متوسل می‌شدند.

تبدیل تربت امام حسین(ع) به خون + عکس

تبدیل تربت امام حسین(ع) به خون + عکس
همزمان با روز عاشورا مقداری‌ از تربت اصلی قبر امام حسین(ع) که در موزه آن حضرت در کربلا قرار دارد به رنگ خون تبدیل شد.
 

 تبدیل تربت امام حسین(ع) به خون + عکس

به گزارش خبرگزاری اهل بیت علیهم ‏السلام ـ ابنا ـ با گذشت نزدیک به 1400 سال از فاجعه خونبار عاشورا همچنان اين داغ در آسمان و زمين تازه است و کائنات، عزادار فرزند پیامبر حسین بن علی(ع) است.

در تازه ترين رویداد عاشورائی، امروز یکشنبه 5 آذر و همزمان با روز عاشورای اباعبدالله الحسین (ع) مقداری‌ از تربت اصلی قبر امام حسین(ع) که در موزه آن حضرت در کربلا قرار دارد به رنگ خون درآمد.

 این حادثه در مقابل چشمان حیرت زده شاهدان عینی‌ رخ داد و مقامات رسمی آستانه مقدسه امام حسین(ع)‌ آن را تأیید کردند و تصاویر این حادثه در سایت رسمی‌ آستانه حضرت ابو الفضل العباس(ع) ـ سایت کفیل ـ منتشر شد.

همچنین «حجت الاسلام شيخ عبد المهدي كربلائي» نماینده آیت الله سیستانی و تولیت آستانه مقدسه امام حسین(ع) با حضور در موزه شخصاً این واقعه را مشاهده کرد و نیز هزاران نفر از زائران برای دیدن آن به موزه رفتند. 

آنچه در پی می‌ آید تصاویر این تربت شریف است:

در احادیث معتبر نقل شده در کتابهای شیعه و سنی آمده است که جبرئیل امین، مقداری از خاک کربلا را همراه با خبر شهادت امام حسین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) آورد. ایشان هم آن تربت را به همسر خود ام سلمه داد و فرمود: "هرگاه این خاک به رنگ خون درآمد فرزندم حسین(ع)‌ در سرزمینی‌ به نام کربلا كشته می شود".

متن حدیث: عن «عمر بن ثابت» عن «الاعمش» عن «شقيق» عن «امّ سلمة» قالت: كان الحسن والحسين(عليهما السلام) يلعبان بين يدي رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) في بيتي; فنزل جبريل فقال: "يا محمّد إن امتك تقتل ابنك هذا من بعدك" و أومأ بيده إلى الحسين(ع). فبكى رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) وضمّه إلى صدره ثم قال رسول اللّه(ص): "وضعت عندك هذه التربة" فشمّها رسول اللّه (ص) قال: ريح كرب و بلاء، و قال: "يا ام سلمة إذا تحولت هذه التربة دماً فاعلمي أن ابني قد قتل".

ترجمه: «عمر فرزند ثابت» از «اعمش» و او از «شقيق» روايت كرده كه «جناب ام سلمه» گفت: روزی حسن و حسين در منزلم جلوی پيامبر بازى مى كردند. در این هنگام جبرئيل نازل شد و به پيامبر گفت: "اى محمّد امتت بعد از تو اين پسرت را به شهادت مى رسانند" و با دستش به سوى حسين (علیه السلام) اشاره كرد. رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) گريه كرد و حسينش را در سينه اش گرفت. سپس رسول خدا(ص) تربتی که جبرئیل به او داده بود را بویید و فرمود: "بوى كرب و بلاء است". و سپس به من فرمود: "اى ام سلمه! اين تربت را در نزد تو مى گذارم. وقتى آن تبدیل به خون شد بدان كه پسرم حسین كشته شده است".

برخی منابع اهل سنت که این حدیث را روایت کرده اند: «ابن حجر عسقلانى» در کتاب تهذيب التهذيب ـ «ابن ابی بکر هیثمى» در مجمع الزوائد ـ «طبرانى» در کتاب المعجم الكبير.

راز شش گوشه بودن ضریح امام حسین(ع) / چند خاطره از ساخت ضریح جدید

راز شش گوشه بودن ضریح امام حسین(ع) / چند خاطره از ساخت ضریح جدید
ضریح جدید حرم مطهر امام حسین(ع) به کربلا رسیده و قرار است جایگزین ضریح قبلی شود. ضریحی که مثل همه ضریح های قبلی این حرم مطهر، شش گوشه دارد.

مجله مهر: با رسیدن ضریح جدید حرم مطهر امام حسین(ع) به کربلا، شمارش معکوس برای نصب آن آغاز شده است. ضریحی که در طول 6 سال با طراحی استاد محمود فرشچیان و با دستان هنرمندان ایرانی ساخته شده است. این ضریح قرار است جایگزین ضریح فعلی  حرم امام حسین(ع) شود.

 

 از طلا و نقره ایرانی تا چوب میانماری

در ساخت ضریح جدید که مساحت پلان آن ۲۲٫۸۶متر مربع است، حدود 4.5 تن نقره خالص ، حدود 120 کیلوگرم طلای خالص ،600 کیلوگرم مس و حدود 400 کیلوگرم استیل و مقداری فلزات دیگر برای اتصالات ضریح به کار رفته است. وزن چوب های به کاررفته در ضریح مظهر حدود 5.5 تن است. این چوبها طبق شناسنامه روی آنها در سال 2003 از درخت ساج و جنگلهای کشور میانمار درجنوب آسیا تامین شده است. چوبی که بالاترین طول عمر و مقاومت را داراست. ضریح جدید در ابعاد ۵٫۰۴ در ۷٫۳۴ و با ارتفاع: ۴٫۴۹متر  ساخته شده و 20 پنجره هم دارد.

غیر از استاد محمود فرشچیان که طراحی ضریح به عهده اش بوده، افراد بسیاری نیز در کارگاه ساخت این ضریح مقدس فعالیت کرده اند.

خطاطی مفاهیم ضریح شامل سوره کریمه قرآن، احادیث حول محور سیدالشهدا(ع) ، اشعار ، اسماء جلاله و نام‌های مبارک معصومین(ع) و ... بر عهده استاد سید محمد حسینی موحد، از خطاطان بنام جهان اسلام بوده.کسی که تقریبا در تمام حرم های مطهر از جمله حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد و بارگاه امیرالمومنین(ع) در نجف، یادگاری از خط زیبایش را به جا گذاشته است. مهندسی ضریح نیز برعهده متخصصان عمران و معماری از جمله مهندس عبدالحمید توکلی بینا و مهندس مهدی خوش نژاد بوده است.

 

وقتی کارکنان بانک مرکزی به گریه افتادند

«محمود پارچه باف» رئیس سابق ستاد عتبات عالیات و مدیر وقت پروژه ساخت ضریح امام حسین (ع) درباره ایده اولیه ساخت ضریح جدید می گوید:« شخصی به اسم حاج محمد دانش اولین بار این فکر به ذهنش رسوخ کرد تا ضریح امام حسین(ع) را بازسازی کنیم و ایشان ما را دور خود جمع و بر انجام این کار اصرار داشت.در اولین دیداری که برای آغاز کار با مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی داشتیم ایشان وقتی از موضوع با خبر شدند اشک ریختند و تاکید کردند ما شیعیان باید این کار را انجام دهیم.»

مدیر پروژه ساخت ضریح امام حسین(ع) با بیان اینکه اگر حمایت‌های آیت الله سیستانی و هماهنگی‌های ایشان با عتبه حسینی نبود این کار به سرانجام نمی‌رسید افزود: گروهی که برای خرید چوب ضریح، راهی بندر عباس شدند چوب را که متعلق به جنگل‌های برمه و صاحب آن یک تاجر سنی بود خریداری کردند که وقتی این فرد سنی مطلع شد که این چوب برای چه کاری قرار است مورد استفاده قرار گیرد استقبال کرد.

آن طور که پارچه باف می گوید: وقتی برای خرید نقره به خزانه بانک مرکزی رفتیم نقره‌های فراوانی در آنجا وجود داشت که کارکنان آنها تا وقتی فهمیدند این نقره برای چه کاری قرار است استفاده شود با چشمانی پر اشک خود را به نقره‌ها تبرک می‌کردند.

 پارچه باف عنوان کرد: افراد زیادی بودند که می‌خواستند هزینه‌های ضریح را تقبل کنند اما در راستای تاکید مراجع تقلید که فرمودند بگذارید همه مردم در ساخت ضریح مشارکت داشته باشند.

 

راز ضریح شش گوشه

اما چرا برخلاف ضریح و مرقد امامان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است.

در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و  نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.»

در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.

بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن  نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.

سوگواری برای سیدالشهدا ، چرا؟

سوگواری برای سیدالشهدا ، چرا؟

سوگواري براي سيدالشهدا ، چرا؟

جهان آفرینش دارای قوانینی است که آن قوانین را آفریننده ی جهان وضع نموده است. آفریننده ای که حکیم است و هیچ کاری را بیهوده و بدون حکمت انجام نداده است.

در سراسر این جهان که می نگریم چیزی جز عظمت و بزرگی خالق نمی بینیم. قوانینی که وضع کرده و سنتهائی که قرار داده، هیچکدام دارای کمترین نقص و نارسائی نیست و دانشمندان و اندیشه وران در تحلیل و کشف علل این قوانین در تکاپو می باشند. به رمز و راز برخی از این پدیده ها پی می برند ولی در تحلیل بسیاری از اسرار آفرینش و رموز هستی ناتوان می مانند.

یکی از قوانین ثابت شده ی در جهان، قانون جاذبه است. احدی در ثابت بودن این مطلب تردیدی ندارد. یا اینکه آب در 100 درجه ی سانتی گراد به جوش می آید. این قوانین و اصول تغییر ناپذیر و بدیهی به نظر می آیند.

همانگونه که نظام طبیعی جهان بر پایه ی قوانین وضع شده از طرف خالق جهان استوار است، این آفریننده ی دانا و توانا ارزشهای این جهان را هم مشخص نموده است.

یعنی هموست که در کنار وضع و ایجاد قوانین حاکم بر طبیعت، ارزشهای مطلوب را هم مقرر می نماید. به همین دلیل، همانطور که نمی توانیم در برابر این فورمولها و برنامه های طبیعی عالم آفرینش از قبیل به جوش آمدن آب در 100 درجه سانتی گراد، قانون نیوتن و ... چون و چرا کنیم، نمی توانیم در ارزشهای حاکم بر جهان هم تشکیک و تردید کنیم.

اینکه انسان در برابر امر و نهی الهی و در مقابل همه ی قوانین و ارزشها عالم خلقت تسلیم محض باشد را تعبد می گویند. تعبد در برابر خدا آن چیزی است از هر انسانی خواسته شده است. گاهی پذیرفتن این تعبد و بندگی آسان است و گاهی دشوار. مثلاً اینکه نماز صبح را باید حتماً دو رکعت بخوانیم امری تعبدی است. چون و چرا نمی شود کرد. ولی پذیرش این موضوع راحت است. معمولاً کسی در این امر که چرا نماز صبح باید حتماً دو رکعت باشد به تنازع و جدال برنمی خیزد.

اما پذیرش برخی از امور تعبدی کمی دشوارتر است. برای نمونه به داستان ابراهیم خلیل (ع) می توان اشاره کرد. با کدام عقل بشری می توان پذیرفت که پدری، فرزندش را از لب تیغ بگذراند و او را قربانی نماید؟ با چه منطقی می توان چنین عملی را توجیه کرد؟ چگونه می توان پذیرفت که فردی پس از سالها دعا و نیایش و در سن پیری فرزندی که خدا به او مرحمت کرده را در اوج عشق و علاقه ذبح کند؟ هیچ جوابی جز تعبد محض و تسلیم کامل در برابر خواست و مشیت الهی نمی تواند انسان را قانع کند.

عمده ی احکام فقهی تعبدی است. یعنی نمی توانیم به حکمت آن پی ببریم و صرفاً چون امر خداست باید نسبت به آن خاضع باشیم.

یکی از اموری که در روایات ما نسبت به آن تاکید و توصیه فراوانی صورت گرفته، بحث عزاداری سالار شهیدان و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. توجه به ساحت مقدس آن امام همام و توسل به ذیل عنایت آن بزرگوار و گریستن در مصائب ایشان از مسائلی است که به آن سفارش شده ایم.

بنابر روایات، اشک بر آن حضرت از ثواب بالایی برخوردار است. آنقدر که نمی توان تصور کرد.

سوگواري براي سيدالشهدا ، چرا؟

امام صادق(ع) می فرمایند:

و من ذکر الحسین عنده فخرج من عینه من الدموع مقدار زباب کان ثوابه علی الله عز و جل و لم یرض له بدون الجنة.

یعنی کسی که یادی از حضرت حسین بن علی نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگس اشک خارج شود.اجراو برخداست و حقتعالی به کمتر از بهشت برای او راضی نیست. (1)

اینکه چرا گریستن بر سیدالشهداء بهشت را بر انسان واجب می کند از جمله امور تعبدی است و مثالها و نظائر آن در این مقاله ذکر شد. یک امری است که از جانب شارع مقدس و از سوی خدای حکیم مشخص شده است. همچنین زیارت آن حضرت از اجر و ثواب بالائی برخوردار است.

روایتی در کتاب شریف کامل الزیارت نقل شده که قبل از بیان آن روایت باید بگویم این کتاب در نهایت درجه ی اعتبار می باشد.

امام صادق(ع) به یکی از یارانشان به نام مسمع می فرمایند:

ای مسمع تو از اهل عراق هستی، آیا به زیارت قبر حسین(ع) می روی؟

عرض کردم: خیر، من نزد اهل بصره بوده و دشمنان ما از گروه ناصبی ها و غیر ایشان بسیار بوده و من در امان نیستم از اینکه حال من را نزد پسر سلیمان گزارش کنند.

در نتیجه او با من کاری کند که عبرت دیگران گردد لذا احتیاط کرده و به زیارت آن حضرت نمی روم.

حضرت به من فرمودند:

آیا یاد می کنی مصائبی را که برای آن جناب فراهم کرده و آزار و اذیت هایی که به حضرتش روا داشتند؟

عرض کردم: بلی.

حضرت فرمودند:

آیا به جزع و فزع می آیی؟

عرض کردم: بلی به خدا قسم و بخاطر یاد کردن مصائب آن بزرگوار چنان غمگین و حزین می شوم که اهل وعیالم اثر آن را در من مشاهده می کنند و چنان حالم دگرگون می شود که از خوردن طعام و غذا امتناع نموده و به وضوح علائم حزن و اندوه در صورتم نمایان می گردد.

حضرت فرمودند:

خدا رحمت کند اشک های تو را (یعنی خدا بواسطه این اشک ها تو را رحمت نماید)، بدان قطعاً تو از کسانی محسوب می شوی که به خاطر ما جزع نموده و به واسطه سرور و فرح ما مسرور گشته و بخاطر حزن ما محزون گردیده و بجهت خوف ما خائف بوده و هنگام مأمون بودن ما در امان هستند، توجه داشته باش حتماً و عن قریب هنگام مرگ، اجدادم را بالای سرت خواهی دید که به ملک الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتی که به تو خواهند داد ، برتر و بالاتر از هر چیزی است. و خواهی دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان تر و رحیم تر خواهد بود.

سوگواري براي سيدالشهدا ، چرا؟

و یا در جای دیگری از همین کتاب امام ششم حضرت صادق(ع) اینگونه می فرمایند:

روز قیامت منادی ندا می کند: شیعیان آل محمد در کجا هستند؟!

پس از میان مردم گردنهایی کشیده شده و افرادی بپا می خیرند که عدد آنها را غیر از حقتعالی کس دیگر نمی داند. سپس منادی ندا می کند: زوّار قبر حسین(ع) در کجا هستند؟!

خلق بسیاری به پا می خیزند.

پس به ایشان گفته می شود: دست هر کسی را که دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید، پس شخصی که جزء زائرین است هر کسی را که بخواهد گرفته و به بهشت می برد.

به هر حال این موارد از اختصاصاتی است که خداوند متعال به ولی خود امام حسین (ع) عطا فرموده وجای هیچگونه سوال و ابهامی هم در آن نیست چرا که هیچ فعلی از خدا بی حکمت و بیهوده صادر نمی شود و این مساله هم از این قاعده مستثنی نمی باشد.

همانگونه که امام حسین(ع) همه وجودش را برای خدا خرج کرد و در برابر خدا از همه دارائی اش گذشت و حاضر شد در خون خود بغلطد و شاهد پرپر شدن تک تک عزیزانش باشد، خدا هم برای حسین فاطمه، از همه چیز گذشت و عشق و محبت او را مایه ی نجات، اشک بر او را آمرزنده ی گناهان و زیارتش را وسیله ای برای تقرب به خود قرار داد.

امروز، نه تنها یاد و نام حسین(ع) در میان مردم از بین نرفته است بلکه روز به روز بر تعداد عاشقان حضرتش افزوده می شود و سوگوارانش بیش از پیش نسبت به تغطیم این امر که ازشعائر الهی است می کوشند.

البته مطلبی ناگفته نماند و آن اینکه اصل مهمی که هر فرد باید در ذهن خود داشته باشد، تقوای الهی است. اینگونه نیست که هر کسی، هر کاری بخواهد انجام بدهد و معصیت در وجود او ملکه شود و فکر کند با گفتن یک یا حسین آمرزیده خواهد شد!

بلکه اساسی ترین مساله ای که باید در نظر داشت تقوای الهی است. ملاک قبولی هر علمی پرهیزکاری و پارسائی و رعایت تقواست. همانگونه که قرآن هم به خوبی اشاره می کند. آنجا که می فرماید:

انما یتقبل الله من المتقین.

منحصراً اعمال انسانهای متقی پذیرفته خواهد شد.

خواستم در این مجال به تبیین جایگاه عزاداری بپردازم و با مهم جلوه دادن این عبادت بزرگ (عزاداری سالار شهیدان) شناخت خود را به مقام و مرتبت آن بیافزایم.

پی نوشت : بحار الانوار - جلد 44- صفحه 285

علیرضا مهدوی
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

یا حسین یاحسین گفتن و مردن خوش است

یا حسین یاحسین گفتن و مردن خوش است
جان خود را به دست او سپردن خوش است
لب شط فرات به یاد سقای عشق
تشنه لب بودن و از آن نخوردن خوش است
قبر شش گوشه را بغل گرفتن خوش است
راز دل با گل فاطمه گفتن خوش است
 

سید مهدی قوام و زن روسپی

هو الهادی

سید مهدی قوام و زن روسپی, قم,
سید مهدی قوام
چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.
آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا برسد بهش.
جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش…
آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل…
دست شما درد نکند، بزرگوار!
سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!
آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنن…
حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…*زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه می‌کرد.
زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود.
دوره و زمونه‌ای نبود که معترضش بشوند…*حاج مرشد!
جانم آقا سید؟
آنجا را می‌بینی؟ آن خانم…
حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین.
استغفرالله ربی و اتوب‌الیه…
سید انگار فکرش جای دیگری است…
حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا.
حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه می‌کند:
حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب… یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟
سبحان الله…
سید مکثی می‌کند.
بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمی‌خورد مشتری باشیم؟!
حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی می‌شود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه می‌کند و سمت زن می‌رود.
زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور می‌کند.
به قیافه‌شان که نمی‌خورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استفرالله می‌گوید.
- خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند.
زن، با تردید، راه می‌افتد.
حاج مرشد، همانجا می‌ایستد. می‌ترسد از مشایعت آن زن!…
زن چیزی نمی‌گوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش…
دخترم! این وقت شب، ایستاده‌اید کنار خیابان که چه بشود؟
شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشم‌هایش که قدری هوای باران:
حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم…
سید؛ ولی مشتری بود!
پاکت را بیرون می‌آورد و سمت زن می‌گیرد:
این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمرده‌ام. مال امام حسین(ع) است…
تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نه ایست!…
سید به حاجی ملحق می‌شود و دور…
انگار باران چشم‌های زن، تمامی ندارد…*چندسال بعد…نمی‌دانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل!
سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. زیر لب همینجور سلام می‌دهد و دور می‌شود. به در صحن که می‌رسد،
نگاهش به نگاه مرد گره می‌خورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده.
مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می‌پاییده، نزدیک می‌آید و عرض ادبی.
زن بنده می‌خواهد سلامی عرض کند.
مرد که دورتر می‌ایستد، زن نزدیک می‌آید و کمی نقاب از صورتش بر می‌گیرد
که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض:
آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان می‌آید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت…
آقا سید! من دیگر… خوب شده‌ام!
این بار، نوبت باران چشمان سید است…
پ.ن: سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند،
به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند.
زار زار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت…

شهیدی كه همه به او غبطه می خورند

شهيدي كه همه به او غبطه مي خورند

تا زنده‏اید زیارت عاشورا را از دست ندهید

تازنده ايد زيارت عاشورا را از دست ندهيد

زیارت عاشورا را هیچ وقت ترک مکن

زيارت عاشورا را هيچ وقت ترك مكن

غزلي از شاعر تواناي همولايتي مهدي ورپشتي

در اين ايام ماتم غزلي از شاعر تواناي همولايتي جناب آقاي مهدي ورپشتي راتقديم مي داريم:

گلواژه پاک خدا

تربت پاكت ضميرم را نوايي مي دهد

عطر نامت روح و جانم را جلايي مي دهد

كربلا در ذهن من گلواژه پاك خداست

زانكه نامش بر دلم حال و هوايي مي دهد

مصحف قاموس جان، نام حسين و اشك و اه

مي زند آتش به دل تا آشنايي مي دهد

شور شيرين وفاداري درون كربلاست

باوفا عباس را رنگ خدايي مي دهد

آن خليل الله علي اصغرش قربان نمود

پس مني اينجاست هر ساعت فدايي مي دهد

اندرين معراج، شش ماهه به مسلخ مي رود

بند خاكي مي گشايد جان رهايي مي دهد

شيرزن زينب حرم را پاسباني مي كند

تا حسينش جان به ذات كبريايي مي دهد

كربلا هرجا و عاشوراست در هر روز ما

هاتف ياري درونم را ندايي مي دهد

گر كنم ياري حسين جان يقيناً روز حشر

از شفاعت قلب بيمارم دوايي مي دهد

مراقبات ماه محرم

مراقبات ماه محرم

راهکارهایی برای توفیق گریه بر سیدالشهدا(علیه السلام)

راهکارهایی برای توفیق گریه بر سیدالشهدا علیه السلام

گوشه ای از معجزات حضرت ابوالفضل عباس(ع)

تصاویری از سرداب حرم مطهرش

شیخ عباس 74 ساله ، که 36 سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود، اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه یک ترکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این اب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، نتوانستند آن دو چشمه احیا شود اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب اینقدر چشم‌های کور شده را شفا می‌داد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده نشود نه کم و نه زیاد می‌شود. وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. شیخ عباس ادامه داد: این آب به ارتفاع یک متر بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من این‌ها را به چشم خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام چقدر افراد کور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا شده‌اند و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا پیدا کرده‌اند. وی ادامه داد: مگر آب دریای رحمت اباالفضل تمام می‌شود. وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند














اولين شب شعر عاشورايي

اولين شب شعر عاشورايي در روستاي قميشلو برگزار شد

اين مراسم همزمان با شب شهادت حضرت زين العابدين(ع)و با حضور شاعران اهل بيت عليهم السلام در مسجد چهارده معصوم (ع) قميشلو برگزار شد.

يكي از شاعران روستاي قميشلو هدف از برگزاري اين شب شعر را،عرض ادب و ارادت به ساحت مقدس ائمه اطهار عليهم السلام برشمرد.

عبدالغفار ورپشتي همچنين تشكيل يك انجمن شعر و ادب و تربيت شاعران ولايي را از ديگر اهداف اين شب شعر دانست.

در اين شب شعر عاشورايي امير حسين غلامي، سيد علي عدناني، علي اصغر يونسي و براتي از شاعران انجمن شعر و ادب شهريار بروجن  و عبدالغفار ورپشتي از شعراي بومي در رثاي سالار شهيدان به شعرخواني پرداختند.

پخش نماهنگ و مرثيه سرايي يكي از مداحان اهل بيت عليهم السلام از ديگر برنامه هاي اين مراسم بود.

گفتني است اين مراسم به همت هيأت حضرت قمر بني هاشم(ع) و ستاد يادواره شهدا و با همكاري كانون فرهنگي هنري چهارده معصوم(ع) قميشلو  برگزار شد.

آبي كه به حضرت عباس(ع) التماس مي‌كند

ناگفته‌هايي از سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع)؛
آبي كه به حضرت عباس(ع) التماس مي‌كند

خبرگزاري فارس: وقتي به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در سرداب رسيديم، من دست خود را به داخل آبي بردم كه بر روي قبر مطهر حضرت ايستاده بود و جرعه‌اي از اين آب نوشيدم ...


عليرضا فداكار، معاون ستاد بازسازي عتبات عاليات در گفت‌وگو با خبرنگار جامعه فارس با اشاره به سفر چند سال پيش خود به عتبات پس از سقوط صدام و زيارت سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) اظهار داشت: بنده در سال 82 و تقريبا 6 ماه پس از سقوط صدام به سرداب حرم حضرت مشرف شدم.

وي افزود: علت اينكه برخي از حرم‌هاي مطهر ائمه(ع) داراي سرداب هستند به اين خاطر است كه به مرور زمان، زمين‌هاي اطراف حرم به خاطر ساخت و سازها، گذر زمان، وزش باد و شرايط جوي از سطح حرم بالاتر آمده است و به اين دليل سرداب ايجاد شده است به طور مثال در نجف اشرف علت اينكه حرم حضرت اميرالمؤمنين‌(ع) سرداب ندارد به اين خاطر است كه حرم حضرت در بالاترين نقطه شهر واقع شده اما در كربلاي معلي، حرم حضرت سيدالشهدا و حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در گودي واقع شده است.

فداكار خاطرنشان كرد: اما سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) حدودا 4 متر پايين‌تر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شيخ مهدي كربلايي، امام جمعه حرم امام حسين‌(ع) به اين سرداب مطهر وارد شديم و در واقع تا پيش از اين تاريخ، سرداب حرم حضرت كاملا قفل بود و كسي اجازه ورود به آن را نداشت.

معاون ستاد بازسازي عتبات عاليات يادآور شد: در سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) چيزهايي ديدم كه برايم آن روز را بعنوان شيرين‌ترين و زيباترين روز طول عمرم رقم زد.

فداكار در توضيح مشخصات سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) گفت: پس از آنكه از صحن حرم وارد رواق مي‌شويد در ادامه شما وارد محدوده گنبد‌خانه مي‌شويد كه مي‌توان همين رواق‌ها را در قسمت سرداب نيز در نظر گرفت كه با عرض 1.5 متر در 2 متر به صورت گنبدي پوشانده شده و قسمت پايين پاي حضرت مسيري دارد كه وارد محوطه گنبد خانه در قسمت سرداب مي‌شود.

معاون ستاد بازسازي عتبات عاليات افزود: در داخل سرداب وقتي به قسمت زير گنبدخانه رسيديم، بخشي بود كه تا ارتفاع كمر به داخل آب رفتيم؛ در واقع محوطه داخل سرداب حرم حضرت تا ارتفاع حدود يك متر و 10 سانت در آب قرار دارد و اين قسمت از سرداب به گونه‌اي ساخته شده كه يك نفر بيشتر نمي‌‌تواند از آن عبور كند.

وي ادامه داد: پس از ورود به اين قسمت از سرداب، شيخ مهدي كربلايي در جلو حركت مي‌كرد و من پشت سر او تا كه به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌العباس(ع) رسيديم.

فداكار تصريح كرد: وقتي به قبر مطهر حضرت در سرداب رسيديم، من دست خود را به داخل آبي بردم كه بر روي قبر مطهر حضرت ايستاده بود و جرعه‌اي از اين آب نوشيدم، تا ارتفاع حدود 10 سانت بر روي قبر مطهر حضرت آب ايستاده بود و به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبي‌ گواراتر و زلال‌تر از اين آب نديده و ننوشيده‌ بودم.

وي گفت: در آن لحظاتي كه در داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در حركت بوديم كسي متوجه حال خود نبود و و با حركتمان، آب موج برمي‌داشت؛ در آن لحظات اين احساس به من دست داد كه اين آب در اطراف قبر به حضرت اباالفضل(ع) التماس مي‌كند و اگر روزي پرده‌ها كنار رود، حقايق بزرگي مشخص مي‌‌شود، بواسطه اين آب بود كه حضرت اباالفضل‌العباس(ع) ساقي طفلان عطشان حرم در كربلا نااميد شد و تصور مي‌كنم كه خداوند اينگونه مقدر كرده اين آب بايد براي ساليان سال همين‌طور دور قبر مطهر حضرت عباس‌(ع) دور بزند و در آن لحظه تنها چيزي كه از ذهنمان مي‌گذشت اين بود كه آب در حال التماس كردن به حضرت است.

فداكار با بيان اين نكته كه در زماني كه به داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) رفته‌ بودم زمستان بود، گفت: البته ممكن است كه در فصل تابستان يا زمستان مقداري از سطح آب داخل سرداب تغيير كند و زمانيكه در داخل سرداب حركت مي‌كنيم آب به ارتعاش درمي‌آيد و اين تصور ايجاد مي‌شود كه آب در حال حركت است اما در واقع اين آب ساكن است و طبق قانون طبيعت اگر آب براي مدت كوتاهي در جايي راكد و ساكن باقي بماند، سبزه مي‌زند و طعم و بو مي‌گيرد و امكان استفاده از آن نيست اما آب سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) زلال‌ترين، شفاف‌ترين و گواراترين آب اين عالم است.

وي با بيان اين نكته كه سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس‌(ع) به حرم امام حسين(ع) راه ندارد و در گذشته حرم حضرت سيدالشهدا(ع) داراي سرداب بوده كه به مرور زمان اين سرداب پر شده است، افزود: در حال حاضر مجددا سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از قسمت گنبدخانه بسته شده و ديگر كسي حق ورود به اين سرداب را ندارد؛ در گذشته آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) براي تبرك در اختيار زائران قرار مي‌گرفت اما هم‌اكنون اين كار نيز متوقف شده است.

معاون اجرايي ستاد بازسازي عتبات عاليات خاطرنشان كرد: زماني اين مسئله مطرح شده بود كه آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) را به خاطر احتمال زياني كه مي‌تواند براي بناي حرم داشته باشد قطع و خشك كنند اما اين احتمال مطرح شد كه اگر اين آب قطع شود لايه‌اي كه خشك مي‌شود ترك برمي‌دارد و شايد همين عامل باعث شود كه رواق‌هاي حرم نيز ترك بخورند و بناي ساختمان حرم حضرت با اين آب سازگار شده است و به اين دليل بود كه چنين كاري انجام نشد.

وي با اشاره به قرار گرفتن بناي حرم حضرت‌اباالفضل‌العباس بر روي اين سرداب و آبي كه هميشه در سرداب حضرت وجود دارد، خاطرنشان كرد: قطعا ساختمان و بنايي كه بر روي آب بنا شده باشد پس از گذشت مدت زماني تخريب مي‌شود و از بين مي‌رود اما بناي حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روي اين سرداب و آب بنا شده و اين امر تأثيري بر روي استحكام حرم حضرت نداشته است؛ بسياري از كم‌و‌كيف اين امر روشن نيست كه اين موضوع چيزي جز معجزه نمي‌تواند باشد.
انتهاي پيام/ر

چرا حسين

رئيس بنياد شهيد دهاقان:
يك هموطن ارمني جايزه مسابقه «چرا حسين» را به خود اختصاص داد

خبرگزاري فارس: رئيس اداره بنياد شهيد دهاقان گفت: يك يك هموطن ارمني ساكن شهرستان مباركه جايزه برترين جواب كليپ «چرا حسين؟» را به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرگزاري فارس از دهاقان ظهر امروز رضا اميري در جمع خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي در دهاقان اظهار داشت: كليپ «چرا حسين؟» اداره بنياد شهيد دهاقان با همكاري شهرستان‌هاي مباركه و دهاقان با مدت زمان 65 دقيقه در شهرستان مباركه با حضور مديركل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان مباركه رونمايي شد.
وي افزود: در اين كليپ از 70 نفر از اقشار و افراد مختلف جامعه اعم از ترك، فارس، عشاير، لر، كرد، شيعه، اهل تسنن، ارامنه، افغان رؤسا و مسئولان و افراد مشاغل مختلف مصاحبه‌اي يك دقيقه يا كمتر صورت گرفته است.
رئيس بنياد شهيد دهاقان تصريح كرد: بهترين جمله و يا جواب به سوال «چرا حسين؟» در اين كليپ از سوي يكي از ارمني ساكن شهرستان مباركه با عنوان «اينگونه هر ساله براي امام حسين (ع) و يارانش با عشق عزاداري كردن و گريستن حكمتي الهي دارد» انتخاب شد.
اميري با بيان اينكه عنوان حكمت براي اين كليپ مطلوب‌تر به نظر مي‌رسيد، خاطر نشان كرد: جايزه اين كليپ، لوح خشنويسي شده آيه 45 سوره حضرت مريم بود كه به ماركوسيان، شهروند ارامنه كه چند سال است ساكن شهرستان مباركه استان اصفهان است، اهدا شد.
وي اظهار داشت: جايزه اين ارمني ساكن شهرستان مباركه جهت نگهداري براي نسل‌هاي آينده به كليسا وانك اصفهان اهدا و سپرده شد.