روایت حاج قاسم از خواب نوجوانی که سرش را در سوریه بریدند
روایت حاج قاسم سلیمانی از خواب نوجوانی که سرش را در سوریه بریدند
«نوجوان ۱۷ ساله که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش میگوید، با توجه به خوابی که دیدهام این آخرین ناهاری است که باهم میخوریم، مادر اجازه تعریف خواب را نمی دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب میبینم که روی سینهام نشستهاند تا سرم از تنم جدا کن، فریاد میزنم و آنوقت است که امام حسین(ع) میآید و میگوید، نترس درد، ندارد... را... بریدند، درد نداشت.»
«نوجوان ۱۷ ساله که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش میگوید، با توجه به خوابی که دیدهام این آخرین ناهاری است که باهم میخوریم، مادر اجازه تعریف خواب را نمی دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب میبینم که روی سینهام نشستهاند تا سرم از تنم جدا کن، فریاد میزنم و آنوقت است که امام حسین(ع) میآید و میگوید، نترس درد، ندارد... را... بریدند، درد نداشت.»
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:40 توسط خادم الشهدا
|